درصورتی که عکس ها باز نشد باید از فیلتر شکن استفاده کنید
16 آذز امسال از دستم در رفت ونتونستم آنطور که باید قبل وبعد از 16 آذر مطلب بنویسم انتخابات هم همین طور خیلی دوست دا
شتم در مورد انتخابات کمی مطلب بنویسم ولی نمی دونم چرا جور نشد .
ولی واقعا چه آذر ماه جالبی بود ! اتفاقات بسیاری روی داد که از هر لحاظ حائز اهمیت است، شعار هایی که من تا به حال در ایران ندیده بودم و حتی نشنیده بودم ، روی بنرهای سرخ نوشته شده بود و این نقطه عطفی بود که من واقعا از بابتش لذت بردم.
خبرهای دانشگاه ها و هو کردن احمدی نژاد هم که حتما به گوش همه رسیده و همچنین انتخابات های مسخره شوراها و خبرگان.
اما تمامی اتفاقات آذر ماه امسال کلیدی است که جامعه در دست گرفته و به طرف درب خروج می رود و این درب خروج چیزی نیست جز خارج شدن از دست حکومتی که 28 سال با ظلم و ستم با قتل عام مردم با تحقیر و زندان و اعدام؛ با سنگسار و زور و ضرب تا به حال آن را پابرجا نگه داشته؛ چند وقت پیش بود که من در بحثی در سازمان جوانان مطرح کردم که آیا جمهوری اسلامی به پای تثبیت می رود و به واقع احساسم هم همین بود که حکومت اسلامی واقعا در حال ثبت رساندن و پایداری می رود ولی با دیدن 16 آذر و مسائل دیگرمتوجه شدم که نظر من اشتباه بود ه است.
دلایلی که من احساس می کردم حکومت اسلامی در حال تثبیت است رو بنا به ظواهری بود که از نمایش های نظامی، بحران عراق، جنگ در لبنان، ضرب و زور بر جامعه ایران، کشتار زندانیان سیاسی و دستگیری ممتد انسان های معترض و همچنین شکنجه آنها بود.
اما در حال حاضر تمامی مشاهده های من به نوع دیگری تبدیل شد. چرا که وقتی فهمیدم حتی مردم لبنان هر چند با گرفتن مبالغ کلان از حکومت اسلامی هیچ علاقه ای به در رکاب ماندن حکومت اسلامی ندارند و این موضوع از نامه هایی که از لبنان آمد روشن بود. وقت
ی دیدم که در عراق حکومت اسلامی با مخارج بیلیاردی نتوانست به موضع خودش دست پیدا کند و هر روز هم وضعیت و موقعیتش در عراق بدتر می شود و به نوعی در حال رانده شدن از صحنه است و اگر مشکلات اقتصادی را که حکومت اسلامی با آن درگیر است را در پرانتز بگذاریم؛ و از همه مهمتر جامعه ایران خصوصا جوانان که تصمیم قطعی خودشان را گرفته اند و به هر مشکلی اعتراض می کنند بدون ترس از بازداشت و اتهام و شکنجه و زندان و یا حتی اعدام، دیگر ملاحظه گذشته را ندارم.
16 آذر ماه سال جاری تصویر روشنی از حرکت عظیم مردمی است
، حرکتی که تا کنون کسی جرات به زبان آوردنش را نداشتند (سکس + عشق + لنین) چیزی برای از دست دادن نداریم جز زنجیر هایمان ، دهانت را می بویند مبادا .... آزادی و برابری، رئیس جمهور فاشیست نمی خواهیم. من که به شخصه جرات چنین کارهایی را نداشتم و واقعا تبریک به این همه جرات و جسارت با این کلمات قصد تحرکت کسی را ندارم ولی وقتی می بینم اینجا در خارج در اکسیون و یا تظاهراتی شرکت می کنیم و می بینیم عده ای کلاه را تا روی دماغ با یک عینک دودی بسیار بزرگ زده اند و خود را هم جزو رادیکال ها می دانند خنده انت می گیرد. که این ها کجایند و جوان های ایران کجا.
این مطالب گوشه های کوچک از تعویض ملاحظه من بود در مورد نقش حزب کمونیست کارگری و سازمان جوانان در آذر ماه توضیح زیادی نمی دهم که امر بر کسی مشتبح نشود. ولی همین قدر کافیست که دیگر نمی شود گردش به چپ در جامعه را مخفی کرد و یا به هیچ چیز دیگری ربطش داد. هر چند
کسانی هستند ساده لوح که در نوشته ها؛ وبسایت ها و یا وبلاگ ها ی شخصی خودشان مردم را دعوت به شرکت در انتخابات می کنند و خود را هم جزو همان رادیکال های بالا می دانند. ولی به واقع در حال حاضر رنگ قرمز را نمی شود از رنگ های پخش شده در اتمسفر ایران مخفی کرد.
سبز باشید واستوار