وبلاگ نویس مورد نظر تا یک هفته در دسترس نمی باشد لطفا پس از خواندن مطالب کامنت بگذارید.
شهردار توپ چی هم نتوانست بداد برسد.
عموما کسانی که علاقه به سیاست دارند ویا کمی به پیرامون خود توجه دارند متوجه اتفاقات این مدت شده اند ، این اتفاقات که عمده ترینش اعتصاب کارگران شرکت واحد است این روزها مشکلات عدیده ای را برای جمهوری اسلامی پدید آورده و تا حدودی میتوان گفت شهر تهران را با مشکل جدی رویرو ساخته .
به نظر من الان جا داره مردم هر چه در توان دارن برای این کارکنان زحمت کش رو کنند واز این اعتصابات حمایت کنند ، شاید من کمی دیر این پست رو زدم ولی واقعا علتش گرفتاری کاری وآپ کردن سایت ها بوده اونهم در همین رابطه ولی فکر کردم تو وب لاگ خودم هم در باره این مطلب چیزی نوشته باشم وقتی از هادی خرسندی این پشمالو عجیب غریب حرف میزنم باید از کارگران هم چند خطی بنویسم .
به هر رو خواهشم اینکه هر طور میتونید به کارگران واحد کمک کنید ونزارید حرفهای بوچ وبی اساس این گوزها مبنی بر سرکوب این زحمت کشها به کرسی بشینه حمایت وکمک به اعتصاب میتونه ضربه محکمی به آقایون باشه ودرس عبرتی برای آینده گان قبلا در این موارد صحبت کردم والان دیگه منبر رو برای خوابیدن رها میکنم ولی یادتون نره که از کاگر ها حمایت کنید .

سبز باشید واستوار
در جواب به هادی خرسندی .
هادی خرسندی طنز نویس وخیال پرداز ناسیونالیسم یک بار دیگر شمیر کند وبی رمق ضد کمونیستی خود را در جواب به نامه جوانی بیرون کشیده و در لوی طنز به مداحی علیه حزب کمونیست کاگری پرداخته است .
قبل از هر چیز باید بگویم از هادی خرسندی وبرادر طنز نویس ، دوم خردادی ایشان جناب ابرهیم نبوی بعنوان یک طنز نویس باید بخوبی یاد ، هرچند این دو برادر محصول سیستم سرمایه داری وآنتی کمونیست هستند ولی در بستر طنز تاکنون بخوبی توانسته اند فعالیت نمایند ، خصوصا هادی خرسند ی که نیم نگاهی به سکولاریسم ولائیک بودن هم دارد. اما اگر به پرخواش های اخیر هادی خرسندی نگاهی داشته باشیم متوجه میشویم که ایشان در پی کوچک ترین بهانه ها برای پرخاش وبی پرنسیبی به حزب کمونیست کارگری است که من این حرکت زشت وناپسند این اصغر آقا نه چندان معروف را نشانه قوت حزب کمونیست کارگری میدانم .
ولی من هم میخواهم به عنوان یک جوان چند سئوال از جناب خرسندی داشته باشم .
1- آیا میدانید چه کسی دادگاه های شریعه در کانادا را عقب راند .
2-آیا میدانید سکولاریسم سال انگلیس چه نام دارد .
3- آیامیدانید چهره شناخته شده کمیته اعدام وسنگسار چه نام دارد .
حتما میدانید ولی من برای اینکه عموما شما را با مو وریش بلند دیدم وفکر میکنم زیاد هم به حمام وبهداشت هم علاقه ندارید برای همین برایتان توضیح میدهم .
دادگاه شریعه توسط هما ارجمند ، عقب رانده شد ، سکولار سال انگلیس مریم نمازی است وچهره شناخته شده کمیته علیه اعدام وسنگسار هم مینا احدی نام دارد ، آیا به نظر شما دولت کانادا وانگلیس نمیداند که هما و مریم کمونیست ودر بین اعضای رهبری این حزب فعالیت میکنند ویا جوامع بین الملل شناختی به پیشینه مینا احدی ندارند که تریبون در اختیار او میگذارند .
آقای خرسندی این طنز شما هیچ تفاوتی با مداحی ندارد چرا که بجای خنده گریه هر انسان فهمیده ورادیکالی را نسبت به این نظر شما در میاورد .
در قسمت دیگری از پرخاش شما ما چپ آمریکایی شدیم وخدایمان هم آریل شارون شده است ، من واقعا نمی دانم این چه خدا وپیغمیر دیوانه ای است که مدام در حال کمک کردن به بزرگ ترین منتقد خود میباشد ومن در عجبم که ما از آمریکا واسرائیل پول میگیرم ولی شما به آنجا میروید وحتی برای دریافت جیره ای به حمام میروید وریش وموی خود را هم اصلاح میکنید .
بسیار خوشحال که علی جوادی خواری به چشم شده وچنان به شما فشار آورده که حتی در موقع خواب هم به او فکر میکنید ودر اغلب فوران ذهنیاتتان از اسم علی غافل نمی مانید ولی استاد خرسندی فعالیت چند دهه اخیر خود را کنار فعالیت علی جوادی قرار دهید آنوقت متوجه میشوید که شما قدرت هم طرازی با وی را ندارید به خودتان زحمت ندهید. بیشتر به این مطلب نمی پردازم چرا که اگر لازم باشد علی جوادی حال شما را خواهد پرسید.
آقا خرسندی شما نمی توانید آینده خود را را با پرخواش به حزب کمونیست کارگری تضمین کنید جوانان ایرانی در حال تصفیه حساب با مذهب هستند وسخره های سخت مذهب در حال فروپاشی است اگر کسی مدعی سکولاریسم وآزادیخواهی است باید با جریان ها پیوند اجتماعی داشته باشد وپرچم این پیوند اجتماعی در دست ماست ، حالا آینده چه چیز را میخواهد از زدوبند ما پرده پوشی کند حتما نماینده آقا امام زمان جناب احمدی نژاد برشما نازل شده که شما پیشاپیش از همه چیز مطلع هستید .
در آخر امید وارم سیستم آمریکایی مثل صدای آمریکا همچنان آنقدر به شما پول بدهد که همیشه سر وصورت خود رااصلاح کنید و همچنین آینده خود را هم مد نظر داشته باشید .
کادر ح ک ک ا
کادر س ج ک
با سلام های گرم در هوای سرد زمستانی
هر موقع که میخواهم وب لاگ رو آپ دیت کنم آنقدر مطلب زیاده که نمیدونم از کجا باید شروع کنم ، البته دلیل دیر به دیر آپ دیت شدن وب لاگ هم تنها زیاد بودن مطالب نیست وبلکه کم بود وقت است که این روزها من واقعا برای ثانیه ها هم برنامه ای دارم و تقریبا میشه گفت شدم مثل هشت پا ، وقتی از سر کار برمیگردم با این که بیشتر وقت در نت هستم ولی متاسفانه نمی تونم وب لاگ رو آپ دیت کنم ، شاید اگر بخوام یک مطلب کوتاه رو بنا به شرایط روز بنویسم وسروته قضیه رو هم بیارم آپ دیت کردن وب لاگ میسر بشه ولی هرگز از این کار خوشم نیامده وحقیقتا از این کار متنفر هستم میل به نوشتن ورئال نوشتن تا به حال به من اجازه نداده که علاقه خودم رو کنار بزارم وبرای آپ دیت بودن وب لاگ رو با پست های تند وبی معنی پر کنم ، تحت هیچ شرایطی قسط ندارم به کسانی که زحمت میکشند و وب خودشان را مرتب به روز میکنند جسارتی کنم اشتباه برداشت نشود ، فقط خواستم کمی توضیح داده باشم که زمان برای نوشتن کم دارم ، مدتهاست نتونستم در بحث ها شرکت کنم ، مدتهاست نتونستم کامنت ها روخوب جواب بدم ، مدت هاست نتونستم در فاروم ها پست بزنم ومدتهاست نتونستم آنجور که باید در مسائل شرکت کنم حضور داشته باشم .
تو این مدت یکی دوتا دوست عزیز نوشتن که با نوشتن کاری درست نمیشه ویا این که تو یعنی چیکار داری میکنی ویا از این قبیل جملات که من فکر میکنم اگر این دوست ها کمی در مورد من تحقیق کنند متوجه میشوند که من نقش چوب لباسی رو در این دنیا بازی نمی کنم ویه اندازه خودم وحتی بیشتر از توان انسانی در حال تلاش برای زندگی وتلاش برای آزادی انسانها هستم ، خصوصا انسانهایی که در جهنم جمهوری ا سلامی هستند .
اما فعلا این در پرانتز باشد تا کمی جلوتر به مسائل سیاسی برسیم .چند روز پیش توسط الهام متوجه شدم که نویسنده وب لاگ سزار در گذشت بسیار متاسف ومتاثر شدم از درگذشت یک انسان ولی چون همیشه مرگ رو حق میدونم و با این نویسنده آشنایی نداشتم موضوع زیاد برایم مهم نبود ولی بعد از این که الهام من رو به خوندن مطالب وب لاگ این عزیز دعوت کرد،به واقع دقایقی رو میخ کوب شدم واین قدر ناراحت غرق خواندن مطالب این عزیز شده بودم که اصلا متوجه نشدم این دقایق به ساعت ها رسیده ، بعد از خواندن مطالب وب لاگ سزار عصابانی تر از همیشه از دست جمهوری اسلامی شروع به ناسزا گفتن کردم چرا که در یک بخش از وب لاگ خوندم وقتی برای معالجه به آلمان آمده بوده بسیار خوب به او رسیدگی شده ولی متاسفانه در ایران جایی که برایش به سختی مجروح شده است بر سر بی توجه ای پرستار سه روز نتواسته به دستشویی برود ، من هیچ خورده ای به پرستار ان ندارم چرا که علت را تنها نظام میدانم ولی در هر شرایط سزار از دست رفت وصد افسوس.
این روزها خصوصا از 16 آذر به این طرف عموما خبر های داغی بگوش میرسد ، حکومت نظامی غیر رسمی به اسم آلودگی هوا،زمین خوردن هواپیما که بر سر این موضوع من چهار صفحه مطلب نوشتم ولی کو وقت که تایپ کنم ، 20 آذر واین چند روزه اعتصاب رانندگان واحد و همین طور اعتراض مردم سنندج به علت تخریب خانه هایشان توسط شهرداری.
واقعا که حکومت اسلامی در حال حاضر بسیار درمانده شده وبا سیلی که چه عرض کنم با مشت ولگد دارد صورت خود را سرخ میکند ، نه آبروی در داخل ونه در خارج از کشور دارد که البته هیچ موقع هم نداشت ولی فعلا از هر زمانی بدتر شده وامیدوارم مردم از اعتصابات کارگری واعتراضات دانشجویی بخوبی حمایت کنند وریشه این لمپنها هرچه سریع تر کنده شود وحکوت ترور، شکنجه،اعدام،سنگسارو.... هر چه زود تر سرنگون بشه .
تو این چند وقته شاهد این بودم که وب لاگ هایی با رنگ وبوی چپ سبز شده که امیدوارم این وب لاگ ها آخر سر مثل حزب توده نرن زیر پرچم آقا خمینی و همین طور چپ باقی بمانند البته ناگفته نماند که به برخی از این وب لاگ ها ملاحضه دارم که در اولین فرصت سعی میکنم با این دوستان ویا رفقا تبادل نظر کنم ، ولی آخر کلام رفقا ودوستان من اگر نمی تونم زود به زود آپ کنم مطمئن باشید که در گوشه مشغول کار هستم وهرگز دست از مبارزه علیه جمهوری اسلامی برنمیدارم ، این رو نوشتم که خیال بعضی ها رو راحت کنم که من تا زنده هستم دست ازفعالیت ومبارزه علیه زور بر نمی دارم واگر اینجا رو دیر به دیر آپ میکنم بدونید یا دارم سایت جوانان رو آپ دیت میکنم یا آینه ویا وب لاگ های مربوط به بچه ها رو این خودش یعنی نوشتن ویا به قول معروف سرباز امام زمانی از نوع مخفی .
چند حرف آخر؛
به همه سر میزنم ، وب لاگ همه رومیخونم وکامنت ها رو جواب میدم این رو تا به حال ثابت کردم ، از خواندن وب لاگ شما عزیزان لذت میبرم ، با انتقاد مشکلی ندارم ولی بدون فحش خواهر مادر به نوع مودبانه ، اگر کسی به من لینک داده و من لینکش رو درج نکردم اولا ببخشه بعد هم بگه در اولی فرصت درج میکنم ، عموما وب لاگ مخالفانم رو شخم میزنم مثل همین مداد سیاه ولی امان از وقت که بتونم باهاش بحث کم که البته بزودی این کار رو میکنم
.اگر برام آف بزارین جواب میدم ، اون دسته از دوستا که فحش میدن دیگه این طور نیست که هی شما فحش بدین من قربون صدقه برم چون خیلی در این رابطه صحبت کردم از حالا به بعد هر کی به خانوادم حرف زشت بزنه برخورد فیزیکی میکنم ، امتحانش هم مجانیه که بدونید برخورد فیزیکی چه طور اتفاق میافته .همون طور که تقریبا قبل از نسب برنامه ای روی کامپیوترم هی برای من اتفاق می افتاد .
.
حرف زیاد دارم ولی میدونم از حوصله مردم نباید خارج شد .
سبز باشید واستوار
اینجا وب لاگی است که دست نوشته های شخصی ام را بدون پاک نویس درج مینمایم.