سلام به همه دوستان خوب وگل .
راستی که خیلی سخته بعد از یک مدت ننوشتن بخوایی یک دفعه بنویسی اونهم اما بنویسی ولی به هر حال باید مینوشتم ، خودم هم برای نوشتن دلم تنگ شده بود ، بعد از دگیر بودن بخاطر پول تا اومدم کمی جا باز کنم یک کار دیگر هم گذاشتن روی دوشم ، سایت سازمان جوانان رو هم از این به بعد باید آپ دیت کنم وبه اونهم سر بزنم یک وب لاگی که بچه های سازمان دارن میگردون هم باید هر شب برم سر بزنم که یهویی تگری نزده باشن ، آینه هم که سر قباله من بوده وهنوز هم هست بعضی وقت ها میبینم کلی مطلب روی سایت ها گذاشتم ولی دریغ از که یک خط شو خودم نوشته باشم وعموما هم نسب به مطالبی که روی سایت ها میزارم خودم حرف دارم .
این بار زیاد نمی خوام سیاسی بنویسم ، چرا که فکر میکنم همیشه نباید این کار رو انجام داد وفقط میگم ۱۶ آذر نزدیکه اونهایی که دوست دارن ومیخوان کاری بکنن باید این بار سنگ تمام بزارن چرا که تو این دوره از زمان جمهوری اسلامی بشدت ضعیف تر از قبل شده وفشار زیادی رو تحمل میکنه این مطلب را بدون عینک ریز بینی هم میشود دید .ازاین رو باید در تلاش بود واز کوچک ترین فرصت ها برای سرنگونی استفاده کرده ، به هر حال جمهوری اسلامی باید سرنگون شود چه امروز چه فردا ویا هر وقت دیگر حکومت ، اعدام کودکان ، سنگسار زنان ،فقر و فحشا و........... باید برود .
اما واقعا این احمدی نژاد هم بخودش تر زده هم به ما چند روز پیش در یکی از روزنامه ها یهودی چاپ آلمان مطلبی را نوشته بود که پاره ای از اون رو براتون میگم ، در این روزنامه نوشته بود که احمدی نژاد هرچند اگر دست نشانده ویا هر چیز دیگر باشد ولی به هر حال سمبل مردم ایران است واین مرد حرفهایی را میزند که هیتلر قبل از به وقوع پیوستن جنگ جهانی میزد ، این روزها هم که امام زمان شدن اقا تو هر بقالی اینترنتی ویا معمولی هم پیدا میشه جالب اینکه این مطلب را ترجمه کرده وبر روی بزخی از سایت های خارجی نیز آپ لود کرده اند .
امیدوارم طولانی نشده باشد ، راستش رو بخواهید دلم برای خواهر مادر خیلی تنگ شده یک سالی هست که مادر رو ندیده ام وحدودا ۸ ماه از آمدن خواهرم میگذرد ولی نمی دونم چرا بیشتر از گذشته دلم براشون تنگ شده ات تا به حال تو زندگی دلم این قدر برای کسی تنگ نشده بوده البته الی هم وقتی میره مسافرت دلم براش تنگ میشه ولی چون میدونم زود برمیگرده برام مشکل بوجود نمیاره در ضمن چون این خانم راه براه مسافرت تشریف میبرن کمی برام عادی شده ، ولی خواهر ومادرم نمی تونن راحت بیان وبرن خصوصا مادرم که خیلی سنگین تکون میخوره خصوصا که پول به جونش هم وصل ولی میدونم که اونهم الان دلش برام تنگ شده ، امیدوارم که همه چشم انتظار ها هرچه زود تر هر کی رو که دوست دارن زود زود ببینن واز دلتنگی نجات پیدا کنن وبقول مادرم ؛ انشاالله فراموش نشود .
بازم امید وارم که زیاد حرف نزده باشم ولی کمی هم جواب دوستان رو بدم ؛ در جواب دوستی که نوشته دیگه وب لاگت زیاد طرف دار نداره باید بگم خودم هم میدونم ، علتش هم روشن است وقتی نتونی وب لاگ رو درست آپ دیت کنی وآخر بی معرفتی هم در بیاری نری به دوستات سر بزنی از این بهتر نمیشه هرچند خیلی از رفقا از من خبر نگرفتن ولی من رفتم وبه اونها سر زدم ، در جواب رفیقی که میگه مرد باشم ومطلبش رو پاک نکنم باید بگم تحت هیچ شرایطی مطلب هیچ کس رو پاک نمیکنم مگر به کس دیگری جواب ویا حرف زشتی بدون آدرس در کامنت ها گذاشته باشد در ضمن من جواب شما را دادم به همین آدرس میلی که گذاشته بودید امیدوار بودم حداقل یک خط جواب میدادید یا لااقل یه فحشی میدادی که بدونم جواب به رسیده به دست تون .
رفقا سعی میکنم به همه سر بزنم واز خجالت همه در بیام ولی این رو بدونید که همه را دوست دارم وتحت هیچ شرایطی دوست ندارم کسی از من آزده خاطر باشه همین وبست .در آخر امیدوارم که بتونم تند تند آپ دیدت کنم و وبلاگی در خور تامل داشته باشم البته در حد توانم .
سبز باشید واستوار
اینجا وب لاگی است که دست نوشته های شخصی ام را بدون پاک نویس درج مینمایم.