بدون موضوع


هرچند وقتی میخوام بنویسم میام میبینم انگیزه ویا موضوع کافی ندارم شاید بخوام این وب لاگ رو حذف کنم شاید بخوام دوباره بنویسم شاید بخوام ارشیو داشته باشم ببینم قبلا چی گفتم شاید بخوام شاید نخوام همش این شاید ها و این وموضاعات من رو باز به عقب برمیگردونه کخ ندونم چی میخوام بنویسم واصلا میخوام چیکاذ کنم واین موضوع نشون میده کخ اصلا نمیدونم می خوام چیکار کنم ./.

هر چند وقت یه بار میهوام این جا رو بکنم ثبت خاطرات رو زانم ولی باز پشیمون میشم ، ولی یه چیزی رو مطمئن فهمیدم که الان واقعا نمیدونم می خوام چیکار کنم ./.

چند روزی هست که مدام تو فکر های مختلف هستم و رفتم تو یه پریود اساسی ولی نمیدونم اخرش ب کجا ختم میشه ./.


ولی خوبه که دوباره کیبورد فرسایی رو شزوع کردم و میخوام خوئم رو جمع جور کنم .

وباز هم وب لاگ نوشتن بعد از دو سال اندی

امروز اومدم دیدم این وب لاگ هنوز داره دست پا میزنه یکم صفحات رو ورق زدم کد های اضافی رو پاک کردم ، عکس ها  رو و مقالات رو خوندم و مهم تر از همه دیدم که چقدر شکسته شدم ، ولی خوشبختانه با پرویی تمام عقب نشینی نکردم .

همیشه میل به نوشتن داشتم ولی وقت و انگیزه تو این مدت برام کم بود حالا میدونم که میخوام دوباره بنویسم و چقدر خوبه که در دیوار وبلاگ نوشته هام رو فعلا میخونند .

  •  این وب لاگ هنوز  زندشت ویکی میاد بهش سرمیزنه نمیدونم چرا دیگه دستم به نوشتن نمیره ولی باید بیام وبنویسم ودلهوری هام رو برای خودم تغریف کنم ای کاش بتونم بازم مثل گذشته فکر رو متمرگز کنم .

بعد از مدت  ها بازم بدون پاک نویش

خدادییش خیلی حال میکنم وقتی سرم خلوت میشه میام سر میزنم میبینم هنوز وب لاگم سرجاشه ، کمی خونه تکونی کینم وطلابی رو که قبلا نوشتم رو میخونم و میبینم که افاکرم در بعضی از موارد چقدر عوض شده هرچند ئیگه وب لاگم خوانمده ای ندارم ولی لاقل خودم میام وباهاش حال میکنم ./.

 

دوست دارم بکم دیگه بنویسم ولی نمیدونم این کار رو میکنم یا نه ، دوست دارم خاطره نویسی کنم ویا شروع کنم به بحث پیرامون مثلا پیاز ولی بازم نمیدونم این کار رو میکنم یا ، خیلی وقته از وب دور هستم ونمیدونم ایاد هنوز وب و وبلاگ نویسی در جنب و جوش هست یا نه تو این هفته بیشتر سر میزنم ./.

 

 

سبز باشید واستوار

البته نه اون سبزی که شما فکر میکنید

خوب خسته نباشی آقا محسن .

تقریبا کمی این وب لاگ خاک خورده را سرو سامون دادی ولی هنوز معلوم نیست که چیکار کردی باید دید همه دارن درست می بینن یا خودت داری باهاش حال میکنی.

ایران هم که مثل اینکه سرو صدا ها خوابیده وخبری نیست ویا این که دارن آماده می شن برای ۱۸ تیر یا اینکه جا زدن یا خلاصه چه خبر من خودم میدونم این روزها کسی به این وب سر نمیزنه ولی مینوسم شاید یکی رد شد یه سلامی کرد ما هم حالشو بردیم ولی واقعا سروصدا ها خوابیده این دنیا که ما ترسو ها حتی از آمدن به ایران هم ترسیدم وبلیط ها دونه دونه دارن کنسل میشن خدا داند چه میشود فعلا چیز زیادی ندارم بنویسم وفقط میگم همه چی خوبه متنی پسرم هم بزرک شده ومن هم کلی باهاش دارم حال میکنم اینکه اون چقدر با من حال میکنه این رو باید از خودش پرسید که البته جوابی جزءزبان بچه گانه که بجز مادرش کسی حالیش نمیشه چیزی عاید کسی نمی شود .

فعلا تا من خودم رو پیدا کنم وبه سبک گذشته برگردم مدتی طول میکشه هرچند تصمیم هم ندارم مثل گذشته بنویسم ، سبز باشید واستوار البته لطفا این شبز رو با میر حسین موسوی اشتباه نگرید .

 

از اخرین باری که مطلب نوشتم یک سال میگزه ونمیدونم که چطور باید شروع به نوشتن کنم توی این مدت انقدر گرفتار بودم که حتی نتونستم جواب ایمیل هامو درست بدم ، ولی شرایط حال حاضر ایران منو بیشتر به کامپیوتر نزدیک کرد وحالذا هم که وقت کردم میتونم کمی بنویسمالبته بدون ادیت وغلط گیری .

اما واقعا توایران داره اتفاق هایی میوفته یا اینکه مردم خصوصا جوانها دارن وقت تلف میکنند وجونشون رو فدا میکنند که به نظر من این دویومی بیشتر به حقیقت نزدیک تره البته باید در نظر گرفت که این شورشها بی تاثیر در اینده وشکل گیری انقلاب آتی نیست ولی در حال حاضر من دوتا کودتا میبینم یکی توسط رفیق احقی نزاد ودیگری  غرب ، غرب میخواد اون بالا رو بدون هزینه کردن انتقال بده ونیرو  و  ابزار  خودش رو بشونه ودست روسیه رو از ایران کوتاه کنه وخودش بخور بخور کنه همان طور که روسیه داره این کار رو میکنه و تواین راه این جون های بیچاره ایران هستن که دارن به داشتن خطی درست جلوی گلوله قرار میگیرن ومن هم نمی دونم الان چه راهی درسته فقط حس میکنم که این شرایط ووضعیت چیزی رو عوض نمیکنه وباید به فکر بود که ویا کاری رو انجام داد که در اینده با دادن اینهمه کشته نتیجه ای مثبت در بر داشته باشه باشه .

این برای شروع بود و در روز های اینده بیشتر مینویسم ودستی به سرو گوش این وب لاگ میکشم .

سبز باشید واستوار

پس از مدتها

 

همانطور که تا به حال سر زدین مدتهاست که آپ دیت نکردم ، راستش رو بخواهید زیاد حال وحوصله آپ دیت کردن را نداشتم ولی همیشه سر میزدم و وبلاگ هایی رو که همیشه سر میزدم رو چک میکردم ، تقریبا تمام وب لاگ ها بجز وب لاگ های تازه راه افتاده ، خبری و برخی وبلاگ های سیاسی کما بیش مثل من هستن نمیدونم چرا این طور شده ، یه مدت فاروم ها مد بود و من هم خیلی فعال بودم یه مدت وب لاگ مد شد همین طور شدم ولی واقعا از تب تاب افتادم ، حال حوصله بحث رو ندارم یه عده رفیق هم که توسط وبلاگ پیدا کردم الان دیگه از طریق چت یا ایمیل باهم در ارتباط هستیم و در واقع نمی دونم باید اصلا این وب لاگ رو نگه دارم یا پاکش کنم یا اینکه همینطوری ولش کنم یا اینکه لااقل روزانه کمی خاطرات توش بنویسم ویا اینه نظراتم رو منعکس کنم.

قبلا خیلی کار سیاسی میکردم ولی الان اون هم با آمدن مانی ( عشق بابا که عکسش اون پایین هست)خیلی درگیر شدم درس ومشقم هم زیاد شده هم کار میکنم هم درس میخونم هم بچه داری میکنم ، خلاصه آب حوض تا تخم خروس همه کار میکنم ، ولی امیدوارم همه و همه سلامت باشند ودتیا بر وفق مرادشان باشد.

چندی پیش بفکر افتاده بودم که اسم وبلاگم رو عوض کنم چون واقعا خودم رو کمونیست واقعی نمی دونم واز نظرم کمونیست واقعی با من خیلی فرق داره ودر من خلاصه نمی شه این رو گفتم که اگه یه روز اومدین وبا اسم قلنگ چی در بالای وب لاپ مواجه شدین تعجب نکنید .

همه اینها گفتم که بدونید چقدر ذهن شلوغی دارم ولی هنوز تو مسایل انسانی خیلی حواسم جمع اه مثل این که تو ایران به اسم مبارزه با اراذل تو خیابون ها جوان ها رو میزنن یا اینکه دخترها را خونی مالی میکنن واعدام و سنگسار میکنن که همیشه با این جور جیزها خیلی مخالف هستم وسعی میکن اگر بخوام بنویسم بازهم در این موارد یادداشت هایی را بنویسم .

میدونم که خیلی شلم شلوا نوشتم ولی خوب بلاخره نوشتم شاید دفعه بعد بهتر بنویسم ، ولی مهم اینکه بلاخره نوشتم پس تا دفعه بعد امیدوارم که شاد باشید .

 

سبز باشید واستوار

سلام وتبریک سال نو

 

 

امسال رو درحالی آغاز میکنم که باز در کنار مادر وخواهرم نیستم ، امسال رو درحالی آغاز میکنم که یک جانور  دوست داشتنی به ما اضافه شده ، وامسال رو در حالی شروع میکنم که هزاران آرزو در دل نهفته دارم .

سال گذشته سال خوب وبطور کلی سال موفقی برای من بود امید وارم که امسال از سال قبل بهتر باشد.

تمام اینها برای خودم بود وحالا برای تک تک عزیزان و دوستان آرزو میکنم که به خواسته ها و آرزوهایشان بدون غید شرط برسن البته نه از نوع احمدی نژاد.

آرزو میکنم همه مردم دنیا خصوصا ایرانی ها در هر کجا که هستند در سال جدید شاد سربلند وبدون اتم باشند .

آرزو میکنم که جنگ نشه وهیچ اتفاقی برای هیچ کسی پیش نیاد ،البته اگر برای آقایان اوفتاد زیاد ایرادی ندارد اونهم از دعای خیر مردمه .

آرزو میکنم بادمجان صورت اقای شهرام جزایری که بر اثر مشت رویده است درس عبرتی برای دیگر آقایان باشدکه البته .....

وخلاصه اینکه سبز باشید واستوار همراه با بهترین ها .

محسن قاسم خانی

۲۰.۰۳.۲۰۰۷ 

 

و اما مانی

این آقا که روکه می بینید ۱۸ روزه که متولد شده .اسمش مانی ه و خیلی هم بچه باحالیه هرچند گاهی اوقات نق نق میکنه ولی به طورکلی خیلی دوست داشتنی ه .

مانیتقریبا که چه عرض کنم تحقیقا تمام شکل وقیافش به باباش رفته وباباش هم از این بابت خیلی حال میکنه ، وقتی بدنیا آمد ۳ کیلو ۶۰۰ وزن و۵۲ سانتیمتر هم قد داشت در هفته اول کمی وزن کم کرد ولی حالا دوباره وزن گرفته ولپ ها هم بزن به تخته هم چنان در حال وسعت گرفتن در عرض است، عموما وقتی بیداره در حال زور زدن است ؛ گاهی با صدا وگاهی هم بی صدا اگر باصدا باشه که معلومه باید سریع جاش عوض بشه اگر هم بی صدا که باید قیافه درهم ودرحال زور زدنش رو تماشا کنی وهی قربون صدقه بری وبطور کلی این موضوع هم بسیار تماشایی ه .

مادر بزرگش هم مدتی است که پیش ماست وتقریبا تمام کارها رو اون انجام ، مانی رو هم اونقدر دوست داره که دخترش که مادر آقا مانی باشه در درجه دوم قرار گرفته اگر هم ازش بپرسی مانی رو بیشتر دوست داری یا الهام رو بدون معطلی میگه این دیگه سئوال نداره معلوم که مانی رو بیشتر دوست دارم .

مادر آقا مانی که این روز ها دائما درحال سرودن شعرهای عشقولانه در وصف پسرش است ، خلاصه که این آقا مانی اینروزها رنگ دیگری به زندگی مابخشیده ، رنگی بدون تعریف.

 

سبز باشید واستوار

جایی برای نوشتن

سلام .

امیدورام که خوب باشید وهرچند گاهی به این وبلاگ سر بزنید همانطور که تو یکی دو تا پست قبل نوشتم این وب لاگ دوساله شد ، حالا دیگه خیالم راحته که عده ای حتما نوشته های من رومیخونند و در موردش فکر میکنن ، تو این مدت دوست های خیلی زیادی پیدا کردم که گاها یا باهم چت میکنیم و یا دعوا ویا برای هم پیغام های خنده دار میزاریم و یا اینکه به هم فحش میدیم خلاصه مهم اینه که این وب لاگ برای من ابزاری برای کسب اطلاع از اوضاع واحوال هم نوع ها ویا بهتر بگم هم زبان های من شده واز همه مهم تر جایی است برای نوشتن که این یکی تو این مدت برای من بهتر از هرچیز بوده ، هرموقع دلم گرفته اومدم ونوشتم ، هرموقع شاد بودم اومدم و نوشتم ، هرموقع حرف رو به جامعه داشتم اومدم نوشتم ، هرموقع بغض سیاسی داشتم اومدم نوشتم ومطرح کردم وخلاصه نوشتم ، بازهم مینویسم میدونم که مدتی فعال نبودم ولی هر جور بوده عابرو داری کردم واین خونه رو سرپا نگه داشتم امیدوارم که بازهم بتونم این کار رو انجام بدم بلاگ فا هم که تا به حال حسابی حال داده امید وارم از این به بعد هم همین طور باشه .

سعی میکنم تو پست بعدی از ۸ مارس مطلب بنویسم وکمی هم در مورد برخی وبلاگ ها حرف بزنم وهمین طور به دوستها سر بزنم وخلاصه اینکه دم همه گرم .

 

سبز باشید واستوار

 

تولد وب لاگ

 

با سلام

این وب لاگ ۲ ساله شد .توی این دوسال مطالب زیادی نوشتم که تقریبا همه چیز را در برداشت قصد دارم به همین شکل ادامه بدم والبته از این پس یک سری مطالب اجتماعی ومصاحبه را هم اضافه کنم .

حرف برای نوشت وگفتن زیاد دارم وسعی میکنم همه رو پیاده کنم البته اگر وقتش رو پیدا به هر حال امیدوارم که در این مدت تونسته باشم رضایت خوانندگان این وب لاگ رو جلب کرده باشم .

 

سبز باشید واستوار

قرمز                               

  درصورتی که عکس ها باز نشد باید از فیلتر شکن استفاده کنید 

 

16 آذز امسال از دستم در رفت ونتونستم آنطور که باید قبل وبعد از 16 آذر مطلب بنویسم انتخابات هم همین طور خیلی دوست دا16 آذرشتم در مورد انتخابات کمی مطلب بنویسم ولی نمی دونم چرا جور نشد .

ولی واقعا چه آذر ماه جالبی بود ! اتفاقات بسیاری روی داد که از هر لحاظ حائز اهمیت است، شعار هایی که من تا به حال در ایران ندیده بودم و حتی نشنیده بودم ، روی بنرهای سرخ نوشته شده بود و این نقطه عطفی بود که من واقعا از بابتش لذت بردم.

خبرهای دانشگاه ها و هو کردن احمدی نژاد هم که حتما به گوش همه رسیده و همچنین انتخابات های مسخره شوراها و خبرگان.

اما تمامی اتفاقات آذر ماه امسال کلیدی است که جامعه در دست گرفته و به طرف درب خروج می رود و این درب خروج چیزی نیست جز خارج شدن از دست حکومتی که 28 سال با ظلم و ستم با قتل عام مردم با تحقیر و زندان و اعدام؛ با سنگسار و زور و ضرب تا به حال آن را پابرجا نگه داشته؛ چند وقت پیش بود که من در بحثی در سازمان جوانان مطرح کردم که آیا جمهوری اسلامی به پای تثبیت می رود و به واقع احساسم هم همین بود که حکومت اسلامی واقعا در حال ثبت رساندن و پایداری می رود ولی با دیدن 16 آذر و مسائل دیگرمتوجه شدم که نظر من اشتباه بود ه است.

دلایلی که من احساس می کردم حکومت اسلامی در حال تثبیت است رو بنا به ظواهری بود که از نمایش های نظامی، بحران عراق، جنگ در لبنان، ضرب و زور بر جامعه ایران، کشتار زندانیان سیاسی و دستگیری ممتد انسان های معترض و همچنین شکنجه آنها بود.

اما در حال حاضر تمامی مشاهده های من به نوع دیگری تبدیل شد. چرا که وقتی فهمیدم حتی مردم لبنان هر چند با گرفتن مبالغ کلان از حکومت اسلامی هیچ علاقه ای به در رکاب ماندن حکومت اسلامی ندارند و این موضوع از نامه هایی که از لبنان آمد روشن بود. وقت16 آذری دیدم که در عراق حکومت اسلامی با مخارج بیلیاردی نتوانست به موضع خودش دست پیدا کند و هر روز هم وضعیت و موقعیتش در عراق بدتر می شود و به نوعی در حال رانده شدن از صحنه است و اگر مشکلات اقتصادی را که حکومت اسلامی با آن درگیر است را در پرانتز بگذاریم؛ و از همه مهمتر جامعه ایران خصوصا جوانان که تصمیم قطعی خودشان را گرفته اند و به هر مشکلی اعتراض می کنند بدون ترس از بازداشت و اتهام و شکنجه و زندان و یا حتی اعدام، دیگر ملاحظه گذشته را ندارم.

16 آذر ماه سال جاری تصویر روشنی از حرکت عظیم مردمی استرئیس جمهور فاشیست نمی خواهیم ، حرکتی که تا کنون کسی جرات به زبان آوردنش را نداشتند (سکس + عشق + لنین) چیزی برای از دست دادن نداریم جز زنجیر هایمان ، دهانت را می بویند مبادا .... آزادی و برابری، رئیس جمهور فاشیست نمی خواهیم. من که به شخصه جرات چنین کارهایی را نداشتم و واقعا تبریک به این همه جرات و جسارت با این کلمات قصد تحرکت کسی را ندارم ولی وقتی می بینم اینجا در خارج در اکسیون و یا تظاهراتی شرکت می کنیم و می بینیم عده ای کلاه را تا روی دماغ با یک عینک دودی بسیار بزرگ زده اند و خود را هم جزو رادیکال ها می دانند خنده انت می گیرد. که این ها کجایند و جوان های ایران کجا.

این مطالب گوشه های کوچک از تعویض ملاحظه من بود در مورد نقش حزب کمونیست کارگری و سازمان جوانان در آذر ماه توضیح زیادی نمی دهم که امر بر کسی مشتبح نشود. ولی همین قدر کافیست که دیگر نمی شود گردش به چپ در جامعه را مخفی کرد و یا به هیچ چیز دیگری ربطش داد. هر چند

کسانی هستند ساده لوح که در نوشته ها؛ وبسایت ها و یا وبلاگ ها ی شخصی خودشان مردم را دعوت به شرکت در انتخابات می کنند و خود را هم جزو همان رادیکال های بالا می دانند. ولی به واقع  در حال حاضر رنگ قرمز را نمی شود از رنگ های پخش شده در اتمسفر ایران مخفی کرد.

 

سبز باشید واستوار

زهرا امیر ابراهیمی هم قربانی شد

این روزها  همه جا صحبت از زهره دختر آقای شوکت است . هنرپیشه ای در نقش دوم ویا حتی سوم  که  ظاهرا فیلمی منتسب به او البته سکسی در سطح جامعه به صورت وسیع بخش میشود ومورد توجه عموم و دولت قرار میگیرد حتی اونهایی که سریال نرگس رو ندیده اند هم یه جورایی به فکر جور کردن سریال نرگس وسی دی سکسی هنرپیشه این سریال هستن این موج حتی به خارج از کشور هم سرایت کرده وعموما کسانی که در خارج از کشور سریال را از شبکه های ماهواره ای دنبال میکنند  یا در پای سرچ موتور های جستجو هستند یادر حال تماس با بستگان خود در ایران برای پرس و جو و یا تهیه سی دی سکسی.

اما به واقع باید این طوری باشه ؟ یعنی اینکه اگر یک هنرپیشه ای مورد سو ء استفاده قرار گرفت خواسته یا نا خواسته  باید این طور خوار وذلیل بشه آن هم به فجیح ترین شکل ممکن ؟ آیا ما واقعا اجازه این رو داریم که به حریم خصوصی افراد پیرامون خود وارد شویم ؟ آیا فقط زهرا یا کسی که به بنام او نامیده میشود واز نظر من مطمئنا مورد سو ء قرار گرفته با صد ها میلیون نفر دیگر که به نوع های مختلف در حال سکس های  گوناگون هستند تفاوتی خاص دارند ؟ آیا زهرا اگر به واقع این کار را کرده وفیلم اوهم به دست شیادان رسیده با جنیفر لپز و یا ماریا کری ودنی استون ودیگر هنرپیشه هافرق دارد که علنی سکس خودشان را بفروش میرسانند وبا افتخار هم از آن به عنوان یک اثر هنری یادمیکنند !؟ آیا واقعا دولت و جلاد بزرگی مثل قاضی مرتضوی اجازه وارد شدن به حریم خصوصی کسی را دارد .

من خودم به شخصه این  فیلم را دیدم نه اینکه بخوام دنبالش باشم ، دوستی لینکش رو فرستاد من هم دیدم . به نظر من نه اون دختر زهرا امیر ابراهیمی بود  و نه حتی میخواست فیلمش به این صورت وحشت ناک پخش بشه ، من بنا به وظیفه انسانی از زهرا امیر ابراهیمی با تمام وجود دفاع میکنم  ومیگم زهرا من مطمئن هستم که تو چه در این فیلم شرکت داشته باشی و چه نداشته باشی بی گناه هستی صبور باش واز حق خودت دفاع کن و تحت هیچ شرایطی اجازه نده که بار این ناملایمت های زندگی بر تو اثر سو ء داشته باشد ، امثال تو کم نیستند که خبرش به گوش کسی نمی رسد ودر سیستم کثیف جمهوری اسلامی به تباهی کشیده میشوند .

امید وارم هر چه سریع تر این مسئله که بیشتر به یک مسئله کثیف تجاری شبیه است ویک درام وحشت ناک را به نمایش میگذارد بزودی تمام شود وشخص یا اشخاصی که به این مسئله دامن زدند به سزای عمل پلید وغیر انسانیشان برسند واین تراژدی تاسف بار به پایان برسد .

 

سبز باشید واستوار

 

چند نکته کوتاه

بعضی وقتها اینقدر سوژه داری که نمی دونی کدوم رو انتخاب کنی، بعضی وقتها اینقدر سرت شلوغه که نمی دونی باید کدوم کار رو اول انجام بدی ، بعضی وقتها سوژه داری ولی حس نداری ، بعضی وقتها حس داری سوژه نداری وخلاصه بعضی وقتها نمی دونی چی بنویسی وهزاران مطلب دیگه که باعث میشه که ننویسی.

این چیزهایی که نوشتم برای این بود که همه اینهایی که رو نوشتم وننوشتم دلیلی برای ننوشتن بود هر چند مدتی است تب وب لاگ نویسی خوابیده واین موضوع در من هم بی اثر نبوده خصوصا که مدتها است که وب لاگ مینویسم وکلا مینویسم ودر کم وکیف نوشتن توی نت هم  هستم .

قبل از هر چیز کمی در مورد خودم بگم :

چند وقتی منتظر یه مهمون کوچولو هستیم ، مادرم از ایران آمده ورفته بسیاری از مشکلات کاری واداریمان حل شده  ، کار به معنی خر کاری تموم شده ، ای کمی درس میخونم البته زبان آلمانی وخلاصه وضعیت  نرمال رو به خوبه .

خواستم سیاسی هم بنویسم دیدم الان اصلا وقت مناسبی برای این موضوع نیست حداقل برای خودم ولی هر کاری کردم نتونستم اعدام کبری رحمان پور رو فراموش کنم و خواستم از همه کسانی که با اعدام خصوصا اعدام این دختر نگون بدخت مخالفند خواهش کنم هرکاری میتونید برای نحات جان کبری از دستتون بر می آید انجام بدن که وقت بسیار تنگ است وطبق اخباری که از ایران میرسه کبری هر لحظه به چوبه دار نزدیک تر میشه.  خبر

این وب لاگ هم در حمایت کبری است لطفا برای امضا وکمک کردن بر روی لینک وب لاگ کلیک کنید .

این چند خط خلاصه ای کوتاهی بود از این چند وقت که کم تر نوشتم ولی هرچند باز هم کم نوشتم ولی قول میدم دفعه بعد اما بنویسم والبته سیاسی هم خورشتشه .

 

اما تا بعد سبز باشیدو استوار

دلیل بودن

 

روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.  

پروفسور محمود حسابی

 

 سبز باشید واستوار

جنگ در خاورمیانه .آنتی فاشیست ، اکبر محمدی هم اضافه شد

 

خیلی  مطالب طولانی شده بود برای همین بخشهایی را که در تیتر آمده  را به لینک انتقال دادم حتما در چند روز آینده آپ میکنم فعلا برای برخی اتفاقات خوبی که برام پیش آمده وهمچنین مهمانی که دارم خیلی خوشحالم دلیل اینکه نتونستم بنویسم هم همین است ،  ولی همیشه هستم ، وباز هم خواهم نوشت

سبز باشید واستوار

ادامه نوشته

به بهانه 18 تیر

 

اگر بخواهیم ایران امروز را از بیرون نگاه کنیم مانند نگاه کردن به یک بازی فوتبال ویا شطرنج ویا از روی سکو ویااز طریق TVنقاط ومسائلی را میبینیم که هر کدام احتیاج به سالها بحث و تبادل نظر و ترمیم ونوسازی دارد .

از دهه چهل تاکنون ایران تحت سیستم بورژوازی دوره شاهنشاهی و دوره اسلامی بوده است و هم اکنون نیز توسط نیروهای غیر مردمی و یا واضح تر نظامی پلیسی  اداره می شود. و شرایط روزبه روز بدتر و بدتر می شود. اما این مطالب یک  روی سکه مسائل جامعه است. در حال حاضر ایران در آستانه یک تغییر و تحول بنیادی قرار گرفته است و جامعه ایران وارد نماد جدیدی از تحولات و اتفاقات سیاسی و اجتماعی می شود.و این در حالی است که  مردم ایران خواهان تغییرات ریشه ای هستند و رژیم اسلامی نیز در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و حکومت اسلامی نه در داخل کشور و نه در خارج از کشور برای خود آبرویی باقی نگذاشته است. در داخل که  با فلاکت اقتصادی، دستگیری جوانان و دانشجویان و افراد سیاسی، شلاق و شکنجه در ملا عام؛ اعدام وسنگسار بخصوص جوانان زیر 18 سال؛ تبعیض و نابرابری شرایط را برای سقوط خود فراهم کرده و در خارج از کشور نیز بحق به چشم یک کشور تروریست به ایران نگاه می کنند . هر چند که دولت های غربی برای بدست آوردن منافع خود در بسیاری از موارد دست در دست حکومت اسلامی دارند. ولی بطور کلی حکومت اسلامی در زیر شدیدترین فشارهای داخلی و خارجی قرار دارد امروزه فقر و فلاکت اقتصادی یکی از ساسی ترین مشغله مردم تحت ستم حکومت اسلامی است، تقسیم بندی اجتماعی در ساختار جمهوری اسلامی موجب ناهنجاریهای اجتماعی بسیاری از قبیل سرقت، اعتیاد، فحشا،  قتل و بطور کلی تاثیرات مخرب اجتماعی را بوجود آورده است.

این موضوعات احتیاج به عینک ریزبینی ندارد. امروزه افرادی که به گونه ای با جمهوری اسلامی ارتباط سیاسی و اقتصادی دارند از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار هستند  و در این بین نیز عده ای به سختی خود را در حال تعادل نگه داشته اند و  این موضوع باعث فاصله بسیار زیادی بین اقشار مختلف مردم ایجاد کرده است و این در حالیست که هیچ مرجعی جر حکومت اسلامی از این مسئله سود نمی برد. واقعیت این است که تاریخ استبداد سیاسی، سرکوب و بی حقوقی مردم سالیان درازی است که در ایران جا افتاده و هیچ راهی جز تغییر اساسی و سرنگونی حکومت اسلامی باقی نگذاشته است و تجربه نشان داده است، نیروهایی مانند ملی مذهبی ها ، مشارکتی ها  و بزرگترین آلترناتیو های چندی پیش اتمی هم نتوانسته چاره ای بر مردم ایران باشد و تنها منجر به تشدید فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی شده اند و از آنجائی که این فشارها اثرات مستقیم بر روی زندگی روزمره مردم دارد و مردم ایران نیز دیگر کاسه صبرشان تمام شده است جمهوری اسلامی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. تصفیه حساب های داخلی دیر زمانی است که شروع شده و جنگ جناح های داخلی بالا گرفته و از همه مهم تر عموم توده مردم برای سرنگونی به حرکت در آمده اند و با کوچکترین بهانه به خیابانها می آیند و شعار آزادی، برابری و نان برای همه سر می دهند. انتخاب بد و بدتر را به سرنگونی ترجیح می دهند و خواهان سکولاریسم سیاسی هستند و سکولاریسم سیاسی یعنی اینکه هر کسی بنا به تعریف بعنوان شهروند حق رای، آزادی فعالیت سیاسی و آزادی بیان داشته باشد. از این رو وظایف مهمی بر دوش کسانی است که شاخص هائی را بعنوان ملاک سعادت و خوشبختی انسان های در برنامه تثبیت شده خود دارند .

اگر به  دنبال آزادی و برابری، آزادی بیان، حقوق و بیمه های اجتماعی و بطور کلی به دنبال تغییر و ایجاد دنیائی بهتر هستیم باید جور دیگر به مسئله نگاه کنیم و جور دیگر عمل کنیم و  عوام فریبانه است که بگوئیم هیچ گونه مشکلاتی را بر سر راه نداریم. اما برای سرنگونی حکومت اسلامی باید تلاش فراوان کرده وبرای رسیدن به یک دنیای سکولار و متمدن باید ستیز کرد، برای رسیدن به حقوق اجتماعی باید سدها را شکست و حکومت اسلامی را با تمام جناح ها و دسته های مختلف بر زیر کشید.  پرواضح است  که در این راه شاهد به زندان افتادن و یا حتی کشته شدن عزیزانمان خواهیم بود ولی در هر صورت توانسته ایم به این شکل حکومت اسلامی را نابود کنیم و به دنیایی بهتر دست یابیم.

 

سبز باشید واستوار

آقای مرتضوی وضعیت خرابه نه ؟

جناب دادستان محترم فعل حال جمهوری اسلامی برای شرکت در شورای جدید حقوق بشر راهی سویس شدند . در مورد این قاضی سابق کارکنان دولت وجلاد روزنامه ودادستان فعلی احتیاجی به توضیح  نیست اما آخرین اخبار حاکی از از فرار کردن این جلاد کثیف بگوش میرسد . با این که تا روز دوشنبه اطلاعات مربوط  به حضور مرضوی مخفی مانده بود ولی تا بادیدین این جلاد در راهروهای مقر سازمان ملل در ژنو به سرعت خبر پیچده شد وکمپین هایی بزرگ برای دستگیری این جلاد به راه افتاد تا جایی که اکنون این جلاد بزرگ حکومت اسلامی بصورت مخفیانه راهی ایران شده . وجمهوری اسلامی حتی نتوانسته در مورد مطالبی که از قبل آماده کرده بود صحبت کند .

خبر اینجا. خبر اینجا. خبر اینجا. خبر اینجا. گزارش مینا احدی اینجا

خبرهارا حتما در آینده وحال خواهید خواند ولی واقعا برای من جالب فرار این جلاد بزرگ بود وتنگ شدن عرصه به مردان جمهوری اسلامی  وزنگی که در گوش این جلاد ها به صدا در آمد که ای نقطه چین ها مطمئن باشید یک روز نوبت شما خواهد ونمونه سعید مرتوضی اولین نمونه بارز به ذلت کشیده شدن شما خواهد بود  .

22 خرداد

با سلام های گرم تابستانی

 

وقتی خبر های 22 خرداد رو مطالعه میکردم و عکس های مربوط به این روز رو می دیدم اینقدر عصبی شده بودم که که اصلا نمی دونستم چکار باید بکنم، وقتی عکس ها رو می دیدم که حکومت اسلامی زن هایی را برای سرکوب هم نوع خودشان استخدام کرده است، بیشتر و بیشتر اعصابم خورد می شد. وقتی این عجوزه خیکی رو با این قیافه کریه در حال کتک زدن زنان و دختران بی گناه دیدم فکر کردم اگر خواهر و مادرم زیر دست پای این قول وحشتناک بودند، حتما تا به حال مرده بودند حالا به هر دیل که گیر این مزدور بیفتند، کارشان تمام است.

من واقعا نمی دونم اینها چطور دلشون میاد که اینطوری هم نوع خودشون رو مورد تحقیر قرار بدهند، به چه قیمتی و برای بدست آوردن چه مقام و منسبی، جالب تر از همه برام این بود که این بار با گذشته فرق میکرد، در گذشته به قول معروف عموما نیرو های سرکوب گر زن رژیم، زنهایی پا به سن گذاشته و البته وحشتناک تر از این ها بودند (البته از نظر شکل و قیافه) و اصولا نیرو های این چنینی وجود حقیقی نداشت، یادم میاد یک بار یک فرمانده کمیته سابق تعریف میکرد برای درگیری با یک زن تن فروش در بازداشتگاه مجبور شده بود بره و مادر زنش را بیاورد. ولی این بار نیروی های سرکوب گر زن در لباس و رنگی جدید و جوان ظاهر شده بودند هرچند چندی پیش ماشین تبلیغات حکومت اسلامی با داد فریاد این نیروها رو که از در دیوار آویزان شده و در حال دستگیری زنان و دختران بودند را نشان داده بود ولی آوردن این نیروها به خیابان از طرفی نشانه های دیگری هم دارد.

وقتی ماشین تبلیغات حکومت اسلامی نیروهای زن خود را به معرض نمایش گذاشت در همان ابتدا با مانور ها خود نشان داد این نیروها صرفا برای سرکوب زنان آموزش داده شده اند و هیچ کار دیگری در دستور کارشان قرار ندارد.

اما حکومت اسلامی با این کار خود به ویژه در سرکوب 22 خرداد نشان داد که چقدر از حرکت زنان هرچند مسالمت آمیز وحشت دارد و هیچ آلترناتیوی جز سرکوب را در اختیار ندارد و از این رو نیروهای مزدور بیشماری را استخدام کرده و آموزش میدهد. نیروهای زن سرکوب گر جمهوری اسلامی اکثرا جوان هستند و احتمالا کمی هم سواد خواندن و نوشتن دارند؛ از این رو میگویم کمی چون در عکس ها مشخص بود که برخی از این نیروها درجه افسری را یدک میکشند و چون اینها جز با در اختیار داشتن سهمیه خانواده های مختلف سهمیه بگیر طوری دیگر نمی توانند وارد دانشگاه شوند و در دانشگاه هم برای بالا رفتن و گرفتن مدرک از سهمیه همان خانواده های مختلف، آدم فروشی و .... استفاده میکنند. پس دیگری سوادی ندارد جز سرکوب، آزار و اذیت زنان و دختران بی گناه که برای بدست آوردن کوچیکترین حقوق های اجتماعی تن به اعتراض داده اند.

امیدوارم سوء تفاهمی بوجود نیاد من به هیچ وجه مخالف نیروی زن در هیچ شغلی نیستم و حتی همیشه دوست دارم که زنان نیز در عرصه های مختلف اجتماعی صاحب کرسی باشند و در این مورد هم قبلا اشاره کردم و هم در آینده مطلب مینویسم. بحث من صرفا به این نیروی ضد زن و سرکوب گر جمهوری است.

به هر رو امیدوارم هرچه سریع تر حکومت جمهوری اسلامی با تمام جناح ها و دسته های ضد انسانیش هرچه سریع تر از ریشه کنده شود و حکومت ظلم سید علی خامنه به زباله دان تاریخ سپرده شود.

 

سبز باشید واستوار

دو موضوع جدید

با سلام های بسیار فراوان

 

اخبار این چند روز را احتمالا خوانده اید اگر هم نخوانده اید میتوانید از این لینک ها مورد مطالعه قرار دهید . اینجا .اینجا . اینجا . اینجا . اینجا . اینجا . اگر اخبار رو مطالعه کرده باشید حتما می دونید که دو مسئله در حال حاضر حائز اهمیت است .1- شورش مردم تبریز به دلیل چاپ کاریکاتوری در روزنامه ایران ودیگر نا آرامی های دانشگاه ها در ایران .

 

پس از انقلاب تادرگیری های تبریز اون جایی که من به خاطر دارم این بزرگترین شورشی بوده که در تبریز اتقاق افتاده ، ظاهرا مردم تبریز در پی چاپ کاریکاتوری خون قومی شان به جوش آمده و به خیابان ها ریخته اند ، که البته با شعار های ناسیونالیستی که در این روزها شنیده شده گواهی از مورد می دهد ، اما این ظاهر مطلب است چرا که تا کنون روزنامه ایران دوبار اعلام کرده که معذرت میخواهد و همچنین در حال حاضر این روزنامه توقیف است و همچنین کسی که این کاریکاتور رو چاپ کرده بازداشت شده .

 

اما سرچشمه این موضوع نارضایتی عمومی مردم است که از هر کجایی که بشود بیرون میزند وگرنه علتی نداشت که مردم به این شدت به خیابان ها بیایند ، بانک ها وادارات دولتی را آتش بزنند ، با ماموران به شدت در گیر شوند واز موضع خودشان کوتاه نیایند .

 

همین جا باید بگم هر طور که میشه باید از این اعتراض حمایت کرد ، هرچند که در این اعتراضات مطالب قومی و ناسیونالیستی به شدت به دیگر مردم توهین میکند و در دیگر نقاط مردم را عقب میراند ولی به هر حال باید در این اعتراضات شرکت کرد ومردم تبریز را مورد حمایت قرار ، شاید بگید پس مسئله آزادی بیان چه میشود وچطور از کاریکاتور های محمد در لوای آزادی بیان حمایت کردی وحالا در مورد این کاریکاتور مردم را به شورش تشویق میکنی که باید بگم اولا در مورد کاریکاتور ها محمد هیچ قومی مورد نقد نبود بلکه شخص بود و بعد هم بحث حتک حرمت با آزادی بیان خیلی فرق میکنه ولی به واقع مطلبی که اینجا کاملا مشهود است اینکه مردم صرف توهین این کاریکاتوریست به خیابان ها نیامدند چرا که اگر این چنین بود خامنه ای که خودش ترک زبان است باید با تمام روستای خامنه شولوغش میکردند که این چنین نشده و بلکه بر عکس سر جایش نشسته وتا به حال صداش هم در نیامده .

 

اعتراضات مردم تبریز همچنان باقی است وطبق خبری که به سازمان جوانان رسیده امشب مردم به روی پشت بام رفته اند وشعار دادند واز طرفی نیز خبر میرسد که در مرند هم شلوغ شده که البته خبر دقیقی در این مورد ندارم .

 

اما در آستانه 18 تیر شاهد در گیری هایی در دانشگاه هستیم و تا آنجایی که منمرگ بر دیکتاتور خبر دارم مشکل از انتخابات دانشگاه امیر کبیر حول هوش تیربون آزاد شروع شده ، بالا گفته به دیگر دانشکاه واعلام حمایت از دیگر دانشگاه رسیده به کوی دانشگاه  کشیده شده و همچنان هم ادامه داره که در این مورد سازمان جوانان اطلاعیه هایی هم صادر کرده که لینکش رو درج کردم ، در آخرین خبری که در این مورد به دستم رسیده دانشجویان احتیاج به وسایل پانسمان دارند لطفا اگرهرکسی میتونه این وسایل رو به دست دانشجویان برسونه.

 

وقتی اخبار دانشگاه رو وهمچنین تبریز و خبر های این یک سال گذشته خصوصا از زمان انتخابات دوره کردم به بحث سلبی اثباتی منصور حکمت بیشتر واقف شدم وچقدر جالب این مرد این روز ها رو دیده بود .

 

من قبل تر هم گفته بودم جمهوری اسلامی باید بره وباید سرنگون بشه ولی این ساده نیست وباید در واقع جمهوری اسلامی را به زیر کشید باید سرنگونش کرد این کاری که تمام اقشار مردم از کارگر دانشجو گرفته تا هرکی فکر میکنه مورد ظلم حکومت اسلامی قرار گرفته .

 

زنده باد آزادی برابری

مرگ بر حکومت اسلامی

سبز باشید واستوار

گروه های تروریستی

 

این روز ها فشار اجتماعی ، فقر ومصیبت های مردم در داخل ایران اینقدر زیاد شده که هر روز یک گروه تررویستی مثل علف از توی زمین سبز میشه وبه اسم آزادی خواهی دست به جنایت میزند ، مرور کوتاهی بر اخبار ونشریات داخلی وخارجی نشان میدهد این گروه ها جز کشتن انسانهای بی گناه کاری فراتر نمی توانند انجام دهند ، هر چند اعلام میکنند که فلان سرهنگ ویا فلان فرماندار را به هلاکت رساندند ولی به واقع اگر این طور باشد باید چندین نفر به گلوله بسته شوند تا مثلا آقای فرماندار قلنگ چی را اسیر کنند وبعد هم در دادگاه انقلابی وبعد از آن هم معلوم است که اعدام انقلابی کنند ، این گروها که اکثرا ناسیونالیست قومی ومذهبی را یدک میکشند از نظر من بدترین راه وکثیف ترین راه را برای انتقام های شخصی ، قومی ، ومذهبی را برگزیده اند .

 حتی اگر راه مبارزه با جمهوری اسلامی گزینه مسلحانه باشد به هیچ وجه این روش وشیوه درست نیست که جان چندین انسان فدای یک موجود بی ارزش شود ، کشتن مردم در لوای ضدیت با جمهوری اسلامی هیچ فرقی با جمهوری اسلامی ندارد. جمهوری اسلامی 27 سال در حال ظلم وجنایت است وهروزجنایت ها خود را افزایش میدهد اما چه فرقی بین جمهوری اسلامیست با کسانی که به راحتی مردم عادی را به گلوله میبندند ، شاید برخی معتقد باشند که این گروها که این روز ها در حال افزایش هستند  کاری به مردم عادی ندارند که باید بگم اصلا این طور نبوده وگزارشات نشان دهنده کشته ومجروح شدن مردم عادی بوده است .

اما واقعا این گروها که بخشا یا به طور کامل از ناسیونالیت قومی ومذهبی حمایت میکنند میتوانند راهی برای سرنگونی ویا حتی فشار بر جمهوری اسلامی داشته باشند حتی با در نظر گرفتن ساپورت شدن این گروها از طرف کشورهایی مثل آمریکا .

جواب من به این سئوال نه میباشد . شما رو نمی دونم . دوباره وبه زودی مینویسم .

سبز باشید واستوار

با سلام های گرم .

 

دوستان عزیز امیدوارم خوب باشید ، این وبلاگ هنوز زنده است وهنوز هم نویسندش با تمام مشکلاتش سعی میکند این وب لاگ را سر پا نگه دارد .

در چند روز آینده روز جهانی کارگر را پیش رو داریم وامیدوارم امسال از تمام سالها بهتر برگزار شود وحتی موجبات سرنگونی جمهوری اسلامی هم فراهم شود .

جمهوری اسلامی که این روزها با اعلام داشتن تکنولوژی هسته ای مدام در حال دندان نشان دادن است و هیچ کسی جز مردم بیچاره ضرر آن را نمی دهد باید از ریشه قطعش کرد شاید برای برخی از دوستان کاری باشد دور از دسترس ولی برای من این طور نیست وبه واقع میدونم که روزهای عمر جمهوری اسلامی به سر رسید ودیوارش بوسیده وبا یک تنه قوی  مردم فرو خواهد ریخت .اما این تنه چه موقع به وقوع خواهد پیوست من هم در دو دو تا هستم .

انرژی هسته 200 بسته ای هم که فقط و فقط تا به حال وضع مردم رو بدتر کرده آخرین اخبار سکه رو که میخوندم پاهام چسبیده بود روی زمین ولی خوب چه میشود کرد جز مبارزه من که  به مبارزه عادت کردم وتا به  خواسته خودم هم نرسم همین جور به مبارزه ادامه میدم .

این روزها در محفل ها و رسانه های آلمانی همه جا حرف از احمدی  نژاد است وهمین طور اظهار نظرات گوناگون ایشون که جای عنوان کردن ندارد ولی همین قدر میدونم که برای بدست آوردن این انرژی به ظاهر صلح آمیز چقدر مردم ایران تاوان داده اندو هم چنین ادامه دارد خصوصا قشر زحمت کش کارگر که هر روز وهر روز شاهد اعتصابات آنها وحتی دستگیر شدن این مظلومان هستیم ، دستگری زندان برای کسانی که در پی حق وحقوق خود هستند .

روز اول ما می رو بخاطربسپارید وهم صدا با کارگران به خیابان ها بیاید واز حق وحقوق این زحمت کشان دفاع کنید شاید فردا نوبت شما باشد .

در چند روز گذشته حمله به زنان هم گسترش پیدا کرده که امیدوارم به حق 12 امام 14 معصوم و5 تن آل عبا به زمین گرم بخورند که این قدر زن وبچه مردم رو اذیت میکنند من واقعا نمی دونم به کسی چه ربطی داره که من میخوام با شلوارک بیام تو خیابون تو اگر نارحت میشی نگاه نکن د.............

دوستان متاسفانه زیاد نمی تونم روده دارزی کنم همین جوری مثل همیشه شروع کردم به نوشتن فرصت پاک نویس هم ندارم خورده نگیرید .

 

 

سبز باشید استوار

سلام .

آخرین پست در سال ۱۳۸۴ را در حالی مینویسم که توی دلم هزاران آرزو است ، آرزو هایی که توسال نو مبارک هر کدامشان باز هم هزاران آرزو است . صادقانه بگم همه این آرزو ها برای دیگران، دوستان وآشنایان نیست ولی تحت هیچ شرایطی انسانها رو فراموش نکردم ، برای تمام مردم دنیا  با هر نژاد وقوم ، مذهب وملیت رنگ پوست وچشم وخلاصه هرکسی که اسم انسان در این دنیا را  یدک میکشد .

آرزو های خودم اولیش رسیدن به خانواده خودم وهمسرم است والبته بیشتر همسرم ، فرقی نمی کنه کجا هر جای دنیا شد ، شد ولی دوباره در کنار هم بودن .آرزوی دوم من ..........خیلی زیاد هستن ولی با تلاش وپیگیری سعی میکنم بهشون برسم .

اما آرزوهاسال نو مبارکی دیگری هم دارم ، آرزو دارم صلح دوستی ، عشق ومحبت در دل انسانها رنگ بگیرد ، آرزو دارم همه شاد وسلامت باشند ، آرزو دارم هیچکس محتاج نباشد، آرزو دارم بر زنان و کودکان ستم وظلم نباشد ، آرزو دارم جنگ وکشتار نباشد ، آرزو دارم فساد واعتیاد نباشد ، آرزودارم زندان ،شکنجه ، اعدام وسنگسار نباشد آرزو دارم .......ای بابا چقدر آرزو دارم ، اولش هم گفتم هزاران آرزو دارم ولی خوب همه اش رو نمیشه گفت بعضی هاش رو که اصلا نمی شه گفت ولی تقریبا اونهایی که میشد رو گفتم اگر هم چیزی از قلم افتاده به نیت سال جدید شما ببخشید .

در هر صورت دوستان عزیزی که در سال گذشته خط خطی های من رو خوانده اید وبه من سر زدید ، برای شما سال خوب وشادی به همراه آرزوی بر آورده شدن تمام آرزو هایتان را دارم وسال جدید را پیشاپش تبریک میگویم .

محسن قاسم خانی

۱۹-۰۳-۲۰۰۶

سبز باشید واستوار

 

 

دو واقعه مهم در راه است

8مارس .

چهارشنبه سوری .

 

همانطور که میدانید بزودی 8 مارس و  بعد از آن  مراسم چهارشنبه سوری را در پیش رو داریم . این دو مراسم امسال نیز مانند سال های پیش از اهمیت خاصی برای همه  کسانی که در کار سیاست دخیل هستند برخوردار است و همین طور برای رژیم حکومت اسلامی . 

 

8 مارس

 

به نظرم امسال 8  مارس متفاوت تر از سالهای دیگر برگزار خواهد شد ، فشار  های حکومت اسلامی در روزهای اخیر به زنان و دختران در ایران موجبات اعتراضات گسترده را دامن خواهد زد از این رو باید

 

منتظر اخباری مبنی بر درگیر ی میان مردم بخصوص زنان باشیم. طی چند روز گذشته در  خبر ها شاهد درگیری های پراکنده میان اراذل و اوباش حکومتی با زنان بودیم، وقتی فرمانده نیروی انتظامی دستور صریح کتک زدن زنان را میدهد، آنهم به صرف نگاه کردن مسابقه فوتبال در ورزشگاه دیگر، روشن است که در روز 8 مارس در اکسیون های اعلام شده باید شاهد درگیری های بیشتر باشیم. اما در این برهه وظیفه ما مردان است که به کمک زنان بشتابیم و مانع از کتک خوردن و یا دستگیر شدن زنان بی گناه شویم و این وظیفه سختی برای کسانی که دم از آزادی و برابری زن و مرد میزنند نیست؛ کمی حمایت و 8 مارسجسارت کافیست که حکومت ضد زن را عقب برانیم .

 

از نظر من دفاع از حقوق زن دفاع از حقوق یک انسان است، انسانی همانند من، شما و دیگران روزانه شاهد کوهی از مطالب ستم به زنان هستیم خوصصا زنان ایرانو این مطالب را  را بر روی نت میخوانیم، مطالبی که هر کدامشان خون را در رگهایمان به شدت به جریان میاندازد و به شدت ما را عصبانی میکند، خیلی کوتاه فکری است که بگوییم ما چه کار میتوانیم انجام دهیم و یا احیانا هیچ کاری از دست ما ساخته نیست. همان طور که گفتم اگر کمی احساس وظیفه و جسارت را سرلوحه کنیم خواهیم توانست حرکت های مثبتی را انجام دهیم، حرکت هایی که به شدت به حکومت ضد زن لطمه وارد میکند و به عقب میراند.! به خاطر دارم زمانی که در ایران بودم روزی برای تفریح به همراه تنی چند از دوستان به کوه رفته بودم درجریان راه پیمایی در کوه متوجه شدیم که تعدادی بسیجی از نوع جوجه پشمالو به چند دختر برای سهل انگاری در حفظ حجاب گیر داده اند و این درگیری به جایی رسید که یکی از دختران توسط یکی از این مزدوران مورد ضرب شتم قرار گرفت. همان موقع دوستی داشتم بنام هومن ( امیدوارم هر کجا که هست باز هم مانند گذشته از حقوق انسانها دفاع کند)با دیدن این صحنه بدون اینکه حرفی به ما بزند به سرعت به طرف اون مزدور حمله کرده و دخترک را از دستش خارج کرد و با آن بسیجی مقابله کرد؛ در همین هنگام بود که دیگر دوستان آن مزدور با دیدن این صحنه و مقاومت مردم پا به فرار گذاشتند. یکی از بهترین صحنه هایی بود که در ذهنم حک شده و بسیار لذت بخش بود وقتی که جنابان ریش از کوه فرار میکردند. این نمونه کوچکی بود که میتوان در مقیاس بزرگ از آن نام برد .

 

به واقع وقتی کمی کلاه خود را قاضی کنیم میبینیم که حکومت اسلامی روز به روز فشار های خود بر روی زنان را زیاد میکند و تبعیض را افزایش میدهد. در خبر ها خواندم لیلا صدیق اتومبیل ران جوان موفق به کسب مقام قهرمانی در مسابقه سرعت بین زنان و مردان شده و فدراسیون اتومبیل رانى ایران در اقدامی بی سابقه، نتیجه یكى از مسابقات سرعت را كه در آن لیلا صدیق بالاتر از رانندگان مرد قرار گرفته بود را لغو نمود و او را از جدول مسابقات کنار گذاشته است و اعتراضات این اتومبیل ران جوان به جایی نرسیده است. این را چه میتوان نام گذاشت!؟ جایگاه زنان در ایران کجاست !؟

 

اما در خارج کشور نیز اکسیون ها و تظاهرات هایی به مناسبت 8 مارس تدارک دیده شده است. یکی از مهمترین مراسم ها کنفراس بین المللی 8 مارس در شهر کلن آلمان است که در روز چهارشنبه  8 مارس برگزار خواهد شد موضوع این کنفراس و همین طور مصاحبه با مینا احدی که توسط من انجام شده است را میتوانید در سایت سازمان جوانان ملاحضه فرمایید.

 

 

چهار شنبه سوری

 

تا اونجایی که بخاطر دارم چهار شنبه سوری همیشه توام بوده با صدا ، آتش ، فرار ، رقص و پایکوبی، قاشق زنی و لذت جوانی البته برای جوانان ایرانی در داخل ! اما برای رژیم حکومت اسلامی ترس ، بازداشت جوانان ، شنیدن فحش و در هم شکستن قدرتشان در شبی خاص .

 

در بیست و هفت سال گذشته حاکمان مرتجع اسلامی همانند چنگیز و تیمور آمده اند آتش زدند ، به زندان انداخته اند ، اعدام ها کرده اند و به تاراج برده اند و تمام آزادی های اجتماعی مردم را گرفتند از اجتماعات سنتی وچهارشنبه سوری غیر سنتی به هر شکل در هراس بوده و هستند و در چنین شرایطی همه توانشان را با اعوان و انصار حزب الله سرکوب گر برای هراس مردم از اجتماعات بکار برده اند .

روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی که سالهاست در اختیار سید علی خامنه ای قرار دارد در یک تیتر بی شرمانه کلیه مراسم نوروز از جمله چهار شنبه سوری را حرام اعلام کرده است ، این روزنامه به نقل از آیت اللهی به نام گلپایگانی نوشته است استفاده از مواد محترقه از مصادیق بارز لهو و لعب بوده وبه دلیل تعلق این مراسم به قبل از اسلام جنبه ضد اسلامی داشته واین مراسم که مصادف است با مراسم سوگواری اربعین حسینی حرام است .

 

از طرف دیگری مرتضی طلایی فرمانده نیروی انتظامی استان تهران به شکل واقعا مضحک ومسخره ای اعلام کرده است که ما نگران جان مردم وجوانان هستیم از این رو با کسانی که مواد محترقه دست ساز تولید میکنند به شدت برخورد خواهیم کرده وکلیه بازداشت شدگان تا پایان تعطیلات نوروز در بازادشت خواهند ماند و افرادی که از مواد محترقه مجاز استفاده میکنند باید توجه داشته باشند فقط در شب چهارشنبه سوری مجاز به استفاده از این مواد هستند .

 

اگر کمی بیشتر اخبار را در این روزها مرور کنیم و مورد توجه قرار دهیم  میبینم که این گونه نظرات از زبان افراد مختلف بسیار زیاد است وجملگی نشان دهنده ضعف رژیم از اجتماعات وهمچنین برخورد با جوانان است .

 

اما در آخر باید اضافه کنم در چنین ایامی باید سمبل های اعتراضی به شکل وسیعی نمایان شود ، در هشت مارس زنان با چسبادن آرم هایی بر روی سینه ویا بازو ، گرفتن یک شاخه گل در دست ویا بستن روسری یا همان حجاب اجباری به نوع خواصی اعتراض خو د را ابراز نمایند ودر مراسم چهار شنبه سوری باروشن کردن آتش های بزرگ در ارتفاعات ویا در صورت امکان بر روی پشت بام ها ویا در خیابان های اصلی جنبش های اعتراضی را حک ونقاشی کنند .

 

باسلام

 

مدتی است که دیر استارت میزنم وراه میافتم ولی دلیلش صرفا کار است وبس قبلا هم گفتم روزانه کوهی از مطالب را بر روی وب سایت ها و وبلاگ ها قرار میدهم ولی دریغ از این که کلمه ای از آن را نوشته باشم ، گاه با نظرات برخی از دوستان مخالف هستم وگاه موافق ولی متاسفانه نمی توانم ویا بهتر بگم فرصت ندارم چند کلامی در موردش صحبت کنم .

زمانی که تو ایران بودم دوستی داشتم بنام علی این دوست رو بچه های محل بنام علی استارتی صدا میکردند ، علت هم این بود که پدر گرام این علی آقا یک ماشین شورلت رویال داشت که استارت نمی زد وعلی آقا هر روز صبح حکم استارت رو برای این ماشین داشت ، حال حکایت من شده من که نه توان خرید یک استارت که همان کمبود وقت وپول است را دارم ونه علی آقا که ما رو حل بده برای همین کمی دیر تر به مسائل میرسم چرا که باید خودم ،خودم را با تمام سنگینی حل بدهم .حالا کی من یک استارت میخرم ویا کی یک علی استارتی پیدا میکنم باید من راتحمل کنید ، البته این دفعه زود تر از همیشه آپ کردم علتش هم بیکار شدن موقتی این جانب است که حالا تا کی بیکار باشم وجناب سرمایه وصاحب کار زنگ میزنه که اوضاع خوب شده بیا سر کار من که هیچ اطلاعی ندارم، ولی حسن این موضوع در این است که فرصت میکنم خوب این ماشین رو حل بدم وکمی بیشتر بنویسم .

اما در چند روز اخیر مسئله ای که بیشتر در رسانه ها به چشم میخورد اتم ایران وکاریکاتور داش ممد خودمون است . در مورداتم من چند پست دراز و کوتاه نوشتم یعنی در واقع اون چه که به عقلم میرسیده رو عنوان کردم اما در مورد کاریکاتور باید بگم من اصلا نمی دونم این همه شلوغی برای چیه هرچند با گوشمالی کشورهایی مثل دانمارک ونروژ توسط مسلمان ها زیاد مخالف نیستم ولی بطور کلی با صورت مسئله مشکل عمده دارم ، با گوشمالی این کشورها موافقم چرا که اینها عموما مسیحی هستند وبا رندی هر چه تمام تر کارهای خود را پیش میبرند منظور مسائل مذهبی سیاسی است ، ولی با صورت مسئله مخالفم چرا که چاپ کاریکاتور هیچ ربطی به دانمارک یا هی کجای دیگر ندارد یک روزنامه برای فروش بیشتر یا خواننده بیشتر باتشخیص سردبیر ش اقدام به چاپ کاریکاتور میکند ، الته در پرانتز حدسها ونظرات دیگری هم موجوداست .واین کاریکاتور از بخت بد روزنامه یک دفعه پا میزاره روی تیک مسلمان ها واونها هم میریزن وهمه چی را داغون میکنند یعنی عکس مسیحی ها که در نهایت عصانیت لبخند میزنند و زیز زیرکی پوستت رو میکنن این کار مسلمان ها از هر اشتباهی بدتر است ، من واقعا نمی دونم چرا باید سفارت یک کشور در کشور دیگر به خاطر عمل کسی به آتش کشیده شود وجالب تر اینکه کشور آتش زده سالانه مبالغ سنگینی کمک مالی از کشور آتش کشیده شده دریافت میکند ، یکی از دوستانم در دانمارک میگوید عرب طبار های دانمارکی که ملیت این کشور را دارند با این حال ماشین مسیحی ها را چپ کردند و خلاصه که کثافت کاری دیگر که من از این چیزهایی که دیدم بیشتر از همیشه از دین خصوصا اسلام متنفر شدم من نمیدونم این عقب ماندگی تا کی ادامه خواهد داشت وتا کی برای این گونه مسائل جزئی مسلمان ها میخواهند کوه بسازند ، امادر پرانتز که گفتم من احتمال دیگری هم میدهم اگر جمهوری اسلامی برای فرار از خبر گذاری هادر مورد مسائل اتمی  پول بسیار سنگینی را به روزنامه دانمارکی داده باشد واز طرفی هم آتیش رو زیر کون مسلمان های تند رو روشن کرده باشه اون موقع باید طوری دیگر به مسئله نگاه کرد ولی بازهم این مسلمان های ساد ه لوح هستند که سر شان کلاه رفته .علت هم که روشن است واحتیاجی به توضیح ندارد .

اما در مورد شرکت واحد آنطور که فکر میکرد هنوز اعتراضات شکل نگرفته اما این دلیل برتمام شدن موضوع نیست د مبارزه هنوز ادامه دارد ولی من اطمینان دارم که واحد استارت خوبی زده برای دیگر کارگران البته قبل از آن کارگران شاهو پیش قدم بودن ولی اعتراضات کارگری رو ز به روز بیشتر خواهد شد . وقتی خط فقر 300 هزار تومان باشد دیگه تکلیف روشن است ، این خانه از پای بست ویران است وهمین روزها دوباره شعله ای از زیر خاکستر قد علم خواهد کرد .اون روز هم دور نیست فقط فرهنگ سازی میخواد اونهم که به نظرم در حال ساخته شدن است .

 

دوباره آپ میکنم خیلی زود وخیلی دوست دارم درباره ناسیونالیست چند کلامی بنویسم . امیدوارم که بتونم ولی تا نوشتن ناسیونالیسم .

 سبز باشیواستوار

سلام .

این بار نمی خوام اصلا حرف سیاسی بزنم ولی جان مادر عزیزتون در حد ی که میتونید از کارگران شرکت وهمچنین زن بچه این عزیزان دفاع کنید .

صاحب وب لاگ کنکاش در پست اخیر خودش شمیر رو برای من از رو بسته وحسابی به این جانب تاخته است . هرچند قبول دارم که کم تا قسمتی نیز هم حق دارد ولی لازم که توضیحاتی پیرامون  مطلب ایشون بدم . همچنین اندک نظراتی که در وب لاگ ایشون درج شده .

زمانی که بنده با ایشون آشنا شدم سیگار میکشیدم ، یعنی در واقع از ۱۴ سالگی سیگار کشیدم چند سالی را مخفیانه سیگار کشیدم بعد هم که جناب سبیل کاملا سبز شد تقریبا دوشاخه محبت را در همه جا علنی کردم بجز برخی از عزیزانی که یا میترسیدم یا احترام و  رودروایستی داشتم ولی به واقعه این تنها خلاف در طول زندگیم بوده هرگز دنبال هیچ گونه مواد مخدری نرفتم ، هرگز مشروب نخوردم وهرگز کارهایی رو که اکثر جوانها انجام میدهند رو انجام ندادم  حتی اینجا که هیچ مشکلی برای هیچ کدوم از اینها نیست تفریح من کوه ، اسکی روی آب ، بسکبال ، والیبال ، فوتبال و خلاصه انواع واقسام ورزش ها بود با اینکه دوستانی داشتم که هم مشروب میخوردن وهم خلاف دودی میکردن ولی هرگز آلوده نشدم وبه همین سیگار ختم شدم بارها هم فکر ترک اون رو در سرم مرور کردم ولی تا این لحظه موفق نشدم ، خوب همه که نمی تونن همه چی رو با هم داشته باشن اینهم ایراد منه ، با این که من هیچ قولی پیرامون سیگار نکشیدن ندادم ولی باز هم سعی کردم رعایت کنم ولی واقعا نتونستم به طور کامل رعایت کنم ، اما اگر قرار در زندگی مشترک همکاری باشه ودو طرف باهم کنار بیان حق این که اگر من رعایت کردم ودر این بین سوتی دادم دیگه داد بیداد جنگ ودعوا نباید توش باشه خوب بابا من سیگاریم دیگه حالا باید صورتم رو شطرنجی کنم وخجات بکشم که الهام خانم بدش میاد من سیگاریم تازه خوبه که زیاد هم سیگار نمی کشم مگر این که در بحران های عصبی باشم ، خوب من چیکار کنم که تو با بو مشکل داری داریم تو خیابون راه میریم میگی بوی غورباغه میاد ، بوی موکت آب خورده میاد بوی ماهی ای که دو روز کنار رودخونه مونده میاد ، بوی جیش خرگوش میاد ، آخی الاهی بیمرم بوی وایتی میاد ، بوی روغن سوخته میاد ، بوی پلاستیک آب شده میاد ، بوی محله ترکا میاد بوی درد میاد بوی مرض میاد هی بو میاد ،این بو ها مختلف تو خونه هم تکرار میشه  خلاصه این که باشه من میرم جلوی پنجره سیگار میکشم ببینم دیگه چی میمونه من که تا بحال هرچی تو گفتی رعایت کردم بازم رعایت میکنم. تا ببینم دیگه به چی گیر میدی .

بلاخره باید بگم که مر د سالار نیستم واز این کار هم متنفرم واز حقوق همه زنها دفاع میکنم، ولی عزیزم من میتونم برم بیرون وهزار تا کار بکنم وتوهم روحت خبر دار نشه ولی نه آدمش هستم ونه این کار رو دوست دارم که انجام بدم پس لطف کن این قدر سخت گیر نباش وهی ما رو هم نفرست تو این سرما جلوی پنجره ، این کل حرفهای من نبود ولی سعی کردم خلاصه شده بنویسم که از حوصله کسانی که قضاوت میکنند خارج نشه چون عموما الهام ها کمی دچارمشکلات تصمیم گیری وقضاوت هستند .

با سلام های زیاد .

امروز فرصتی پیدا کردم تا چند خطی بنویسم واین برایم خیلی خوشحال کننده است که این فرصت را پیدا کردم . این روزها عجیب اخبار رو دنبال میکنم ، چرا که وضع رو برای ایران بسیار بحرانی میبینم ، شرکت واحد واعتصابات کاگری از طرفی مسائل اتمی حسابی حکومت اسلامی رو دچار مشکل کرده وعبور از این بحران برای حکومت اسلامی کار راحتی نیست وتنها در ایران میتواند از اهرم فشار استفاده کند ودر خارج هم حساب های ارضی خود را از ترس بلوکه شدن انتقال میدهد واین نشان دهنده حملاتی به ایران است حملاتی نه تنها اقتصادی بلکه به صورت نظامی ، که البته میدونم حکومت اسلامی هم تدابیری رو برای این حملات تدارک دیده وعموما آخوند جماعت هر چقدر که بی سواد باشد ولی عموما نقش چوب لباسی رو بازی نمی کند ، امام از طرفی میبینم که کشور های اروپایی به تکاپو افتاده اند وهر ساعت دارم اخبار رو میبینم که در مورد ایران صحبت میکنند واین صحبت ها رنگ وبوی خیلی بدی برای ایران دارد البته برای ایران که نه برای مردم ایران ، واقعا دلم برای این جوانان های داخل ایران میسوزه این مطلب رو به صورت ترحم نمی گم و منظورم در دل است وقتی با بچه تو ایران حرف میزنم با اینکه عموما برخی از آزادی های محدود حرف میزنند ولی از بی قانونی در عذاب هستند وعده ای جوانان هم که در مسائل مالی غرق شدند وهیچ گونه تفریح جز کشیدن مواد مخدر ویا آوردن یک زن رو در موقع خالی شدن منزلشان ندارد ، در صورتی که عده ای که به یک جایی وصل هستند از هر کجای دنیا بیشتر در داخل ایران تفریح میکند .

مطالبی رو که من بهش اشاره کردم اصلا تازه نیست وپیدا کردن مطلب در موردش آنقدر زیاده که تو هر بقالی اینترنتی خروار خروار پیدا میشه وبه نظر من باید این وضع رو عضو کرد . وبا توجه به جوان بودن جامع ایران خیلی راحت میشه این کار رو کرد من اصلا نمی خوام تبلیغ کنم که با گروه ویا دسته خواصی کار کنید وفقط میخوام بگم میشه با نافرمانی خیلی کار کرد مثلا همین اعتصاب کارگران واحد میشه خیلی راحت از اون حمایت کرد اونهایی که میرن سر کار میتونن حتی روزها دیر برن سر کار وبعد بگن اعتصاب بود  واگر عده زیادی این کار رو انجام بدن تاثیر بسیار زیادی رو در وضع عمومی قرار خواهد داد این برای اون دسته کسانی است که میترسن تو مناسبات اعتراضی شرکت کنند ولی اون دسته که نمی ترسن ویا در واقع به دنبال آزادی های از دست رفته هستند خوب طبعیه که کارهای مهم تری میتونن انجام بدن واحتیاجی هم ندارن من براشون خط کشی کنم که چه کار کنند .

دوباره دارم  زیاد مینویسم که خوب این زیاد خوب نیست وسعی میکنم تند تند بنویسم تا زیاد بنویسم البته سعی میکنم !

فعلا تا دفعه بعد سبز باشید واستوار.

وبلاگ نویس مورد نظر تا یک هفته در دسترس نمی باشد لطفا پس از خواندن مطالب کامنت بگذارید.

 


شهردار توپ چی هم نتوانست بداد برسد.

عموما کسانی که علاقه به سیاست دارند ویا کمی به پیرامون خود توجه دارند متوجه اتفاقات این مدت شده اند ، این اتفاقات که عمده ترینش اعتصاب کارگران شرکت واحد است این روزها مشکلات عدیده ای را برای جمهوری اسلامی پدید آورده و تا حدودی میتوان گفت شهر تهران را با مشکل جدی رویرو ساخته .

به نظر من الان جا داره مردم هر چه در توان دارن برای این کارکنان زحمت کش رو کنند واز این اعتصابات حمایت کنند ، شاید من کمی دیر این پست رو زدم ولی واقعا علتش گرفتاری کاری وآپ کردن سایت ها بوده اونهم در همین رابطه ولی فکر کردم تو وب لاگ خودم هم در باره این مطلب چیزی نوشته باشم وقتی از هادی خرسندی این پشمالو عجیب غریب حرف میزنم باید از کارگران هم چند خطی بنویسم .

به هر رو خواهشم اینکه هر طور میتونید به کارگران واحد کمک کنید ونزارید حرفهای بوچ وبی اساس این گوزها مبنی بر سرکوب این زحمت کشها به کرسی بشینه حمایت وکمک به اعتصاب میتونه ضربه محکمی به آقایون باشه ودرس عبرتی برای آینده گان قبلا در این موارد صحبت کردم والان دیگه منبر رو برای خوابیدن رها میکنم ولی یادتون نره که از کاگر ها حمایت کنید .

سبز باشید واستوار


 

 

 

در جواب به هادی خرسندی .

 

 

هادی خرسندی طنز نویس وخیال پرداز ناسیونالیسم یک بار دیگر شمیر کند وبی رمق ضد کمونیستی خود را در جواب به نامه جوانی بیرون کشیده و در لوی طنز به مداحی علیه حزب کمونیست کاگری پرداخته است .

قبل از هر چیز باید بگویم از هادی خرسندی وبرادر طنز نویس ، دوم خردادی ایشان جناب ابرهیم نبوی بعنوان یک طنز نویس باید بخوبی یاد ، هرچند این دو برادر محصول سیستم سرمایه داری وآنتی کمونیست هستند ولی در بستر طنز تاکنون بخوبی توانسته اند فعالیت نمایند ، خصوصا هادی خرسند ی که نیم نگاهی به سکولاریسم ولائیک بودن هم دارد. اما اگر به پرخواش های اخیر هادی خرسندی نگاهی داشته باشیم متوجه میشویم که ایشان در پی کوچک ترین بهانه ها برای پرخاش وبی پرنسیبی به حزب کمونیست کارگری است که من این حرکت زشت وناپسند این اصغر آقا نه چندان معروف را نشانه قوت حزب کمونیست کارگری میدانم .

ولی من هم میخواهم به عنوان یک جوان چند سئوال از جناب خرسندی داشته باشم .

 

1- آیا میدانید چه کسی دادگاه های شریعه در کانادا را عقب راند .

2-آیا میدانید سکولاریسم سال انگلیس چه نام دارد .

3- آیامیدانید چهره شناخته شده کمیته اعدام وسنگسار چه نام دارد .

حتما میدانید ولی من برای اینکه عموما شما را با مو وریش بلند دیدم وفکر میکنم زیاد هم به حمام وبهداشت هم علاقه ندارید برای همین برایتان توضیح میدهم .

دادگاه شریعه توسط هما ارجمند ، عقب رانده شد ، سکولار سال انگلیس مریم نمازی است وچهره شناخته شده کمیته علیه اعدام وسنگسار هم مینا احدی نام دارد ، آیا به نظر شما دولت کانادا وانگلیس نمیداند که هما و مریم کمونیست ودر بین اعضای رهبری این حزب فعالیت میکنند ویا جوامع بین الملل شناختی به پیشینه مینا احدی ندارند که تریبون در اختیار او میگذارند .

آقای خرسندی این طنز شما هیچ تفاوتی با مداحی ندارد چرا که بجای خنده گریه هر انسان فهمیده ورادیکالی را نسبت به این نظر شما در میاورد .

در قسمت دیگری از پرخاش شما ما چپ آمریکایی شدیم وخدایمان هم آریل شارون شده است ، من واقعا نمی دانم این چه خدا وپیغمیر دیوانه ای است که مدام در حال کمک کردن به بزرگ ترین منتقد خود میباشد ومن در عجبم که ما از آمریکا واسرائیل پول میگیرم ولی شما به آنجا میروید وحتی برای دریافت جیره ای به حمام میروید وریش وموی خود را هم اصلاح میکنید .

بسیار خوشحال که علی جوادی خواری به چشم شده وچنان به شما فشار آورده که حتی در موقع خواب هم به او فکر میکنید ودر اغلب فوران ذهنیاتتان  از اسم علی غافل نمی مانید ولی استاد خرسندی فعالیت چند دهه اخیر خود را کنار فعالیت علی جوادی قرار دهید آنوقت متوجه میشوید که شما قدرت هم طرازی با وی را ندارید به خودتان زحمت ندهید. بیشتر به این مطلب نمی پردازم چرا که اگر لازم باشد علی جوادی حال شما را خواهد پرسید.

آقا خرسندی شما نمی توانید آینده خود را را با پرخواش به حزب کمونیست کارگری تضمین کنید جوانان ایرانی در حال تصفیه حساب با مذهب هستند وسخره های سخت مذهب در حال فروپاشی است اگر کسی مدعی سکولاریسم وآزادیخواهی است باید  با جریان ها پیوند اجتماعی داشته باشد وپرچم این پیوند اجتماعی در دست ماست ، حالا آینده چه چیز را میخواهد از زدوبند ما پرده پوشی کند حتما نماینده آقا امام زمان جناب احمدی نژاد برشما نازل شده که شما پیشاپیش از همه چیز مطلع هستید .

در آخر امید وارم سیستم آمریکایی مثل صدای آمریکا همچنان آنقدر به شما پول بدهد که همیشه سر وصورت خود رااصلاح کنید و همچنین آینده خود را هم مد نظر داشته باشید .

 

محسن قاسم خانی .

 

کادر ح ک ک ا

کادر س ج ک

 

صحبت های هادی خرسندی

لینک دیگر مطالب در این ضمینه

 


 

با سلام های گرم در هوای سرد زمستانی

 

هر موقع که میخواهم وب لاگ رو آپ دیت کنم آنقدر مطلب زیاده که نمیدونم از کجا باید شروع کنم ، البته دلیل دیر به دیر آپ دیت شدن وب لاگ هم تنها زیاد بودن مطالب نیست وبلکه کم بود وقت است که این روزها من واقعا برای ثانیه ها هم برنامه ای دارم و تقریبا میشه گفت شدم مثل هشت پا ، وقتی از سر کار برمیگردم با این که بیشتر وقت در نت هستم ولی متاسفانه نمی تونم وب لاگ رو آپ دیت کنم ، شاید اگر بخوام یک مطلب کوتاه رو بنا به شرایط روز بنویسم وسروته قضیه رو هم بیارم آپ دیت کردن وب لاگ میسر بشه ولی هرگز از این کار خوشم نیامده وحقیقتا از این کار متنفر هستم میل به نوشتن ورئال نوشتن تا به حال به من اجازه نداده که علاقه خودم رو کنار بزارم وبرای آپ دیت بودن وب لاگ رو با پست های تند وبی معنی پر کنم ، تحت هیچ شرایطی قسط ندارم به کسانی که زحمت میکشند و وب خودشان را مرتب به روز میکنند جسارتی کنم اشتباه برداشت نشود ، فقط خواستم کمی توضیح داده باشم که زمان برای نوشتن کم دارم ، مدتهاست نتونستم در بحث ها شرکت کنم ، مدتهاست نتونستم کامنت ها روخوب جواب بدم ، مدت هاست نتونستم در فاروم ها پست بزنم ومدتهاست نتونستم آنجور که باید در مسائل شرکت کنم حضور داشته باشم .

تو این مدت یکی دوتا دوست عزیز نوشتن که با نوشتن کاری درست نمیشه ویا این که تو یعنی چیکار داری میکنی ویا از این قبیل جملات که من فکر میکنم اگر این دوست ها کمی در مورد من تحقیق کنند متوجه میشوند که من نقش چوب لباسی رو در این دنیا بازی نمی کنم ویه اندازه خودم وحتی بیشتر از توان انسانی در حال تلاش برای زندگی وتلاش برای آزادی انسانها  هستم ، خصوصا انسانهایی که در جهنم جمهوری ا سلامی هستند .

اما فعلا این در پرانتز باشد تا کمی جلوتر به مسائل سیاسی برسیم .چند روز پیش توسط الهام متوجه شدم که نویسنده وب لاگ سزار در گذشت بسیار متاسف ومتاثر شدم از درگذشت یک انسان ولی چون همیشه مرگ رو حق میدونم و با این نویسنده آشنایی نداشتم  موضوع زیاد  برایم مهم نبود ولی بعد از این که الهام من رو به خوندن مطالب وب لاگ این عزیز دعوت کرد،به واقع دقایقی رو میخ کوب شدم واین قدر ناراحت غرق خواندن مطالب این عزیز شده بودم که اصلا متوجه نشدم این دقایق به ساعت ها رسیده ، بعد از خواندن مطالب وب لاگ سزار عصابانی تر از همیشه از دست جمهوری اسلامی شروع به ناسزا گفتن کردم چرا که در یک بخش از وب لاگ خوندم وقتی برای معالجه به آلمان آمده بوده بسیار خوب به او رسیدگی شده ولی متاسفانه در ایران جایی که برایش به سختی مجروح شده است بر سر بی توجه ای پرستار سه روز نتواسته به دستشویی برود ، من هیچ خورده ای به پرستار ان ندارم چرا که علت را تنها نظام میدانم ولی در هر شرایط سزار از دست رفت وصد افسوس.

این روزها خصوصا از 16 آذر به این طرف عموما خبر های داغی بگوش میرسد ، حکومت نظامی غیر رسمی به اسم آلودگی هوا،زمین خوردن هواپیما که بر سر این موضوع من چهار صفحه مطلب نوشتم ولی کو وقت که تایپ کنم ، 20 آذر واین چند روزه اعتصاب رانندگان واحد و همین طور اعتراض مردم سنندج به علت تخریب خانه هایشان توسط شهرداری.

واقعا که حکومت اسلامی در حال حاضر بسیار درمانده شده وبا سیلی که چه عرض کنم با مشت ولگد دارد صورت خود را سرخ میکند ، نه آبروی در داخل ونه در خارج از کشور دارد که البته هیچ موقع هم نداشت ولی فعلا از هر زمانی بدتر شده وامیدوارم مردم از اعتصابات کارگری واعتراضات دانشجویی بخوبی حمایت کنند وریشه این لمپنها هرچه سریع تر کنده شود وحکوت ترور، شکنجه،اعدام،سنگسارو.... هر چه زود تر سرنگون بشه .

تو این چند وقته شاهد این بودم که وب لاگ هایی با رنگ وبوی چپ سبز شده که امیدوارم این وب لاگ ها آخر سر مثل حزب توده نرن زیر پرچم آقا خمینی و همین طور چپ باقی بمانند البته ناگفته نماند که به  برخی از این وب لاگ ها ملاحضه دارم که در اولین فرصت سعی میکنم با این دوستان ویا رفقا تبادل نظر کنم ، ولی آخر کلام رفقا ودوستان من اگر نمی تونم زود به زود آپ کنم مطمئن باشید که در گوشه مشغول کار هستم وهرگز دست از مبارزه علیه جمهوری اسلامی برنمیدارم ، این رو نوشتم که خیال بعضی ها رو راحت کنم که من تا زنده  هستم دست ازفعالیت ومبارزه علیه زور بر نمی دارم واگر اینجا رو دیر به دیر آپ میکنم بدونید یا دارم سایت جوانان رو آپ دیت میکنم یا آینه ویا وب لاگ های مربوط به بچه ها رو این خودش یعنی نوشتن ویا به قول معروف سرباز امام زمانی از نوع مخفی .

 

چند حرف آخر؛

به همه سر میزنم ، وب لاگ همه رومیخونم وکامنت ها رو جواب میدم این رو تا به حال ثابت کردم ، از خواندن وب لاگ شما عزیزان لذت میبرم ، با انتقاد مشکلی ندارم ولی بدون فحش خواهر مادر به نوع مودبانه ، اگر کسی به من لینک داده و من لینکش رو درج نکردم اولا ببخشه بعد هم بگه در اولی فرصت درج میکنم ، عموما وب لاگ مخالفانم رو شخم میزنم مثل همین مداد سیاه ولی امان از وقت که بتونم باهاش بحث کم که البته بزودی این کار رو میکنم

.اگر برام آف بزارین جواب میدم ، اون دسته از دوستا که فحش میدن دیگه این طور نیست که هی شما فحش بدین من قربون صدقه برم چون خیلی در این رابطه صحبت کردم از حالا به بعد هر کی به خانوادم حرف زشت بزنه برخورد فیزیکی میکنم ، امتحانش هم مجانیه که بدونید برخورد فیزیکی چه طور اتفاق میافته .همون طور که تقریبا قبل از نسب برنامه ای روی کامپیوترم هی برای من اتفاق می افتاد .

.

حرف زیاد دارم ولی میدونم از حوصله مردم نباید خارج شد .

 

سبز باشید واستوار

 

سلام به همه دوستان خوب وگل .

راستی که خیلی سخته بعد از یک مدت ننوشتن بخوایی یک دفعه بنویسی اونهم اما بنویسی ولی به هر حال باید مینوشتم ، خودم هم برای نوشتن دلم تنگ شده بود ، بعد از دگیر بودن بخاطر پول تا اومدم کمی جا باز کنم یک کار دیگر هم گذاشتن روی دوشم ، سایت سازمان جوانان رو هم از این به بعد باید آپ دیت کنم وبه اونهم سر بزنم یک وب لاگی که بچه های سازمان دارن میگردون هم باید هر شب برم سر بزنم که یهویی تگری نزده باشن ، آینه هم که سر قباله من بوده وهنوز هم هست بعضی وقت ها میبینم کلی مطلب روی سایت ها گذاشتم ولی دریغ از که یک خط شو خودم نوشته باشم وعموما هم نسب به مطالبی که روی سایت ها میزارم خودم حرف دارم .

این بار زیاد نمی خوام سیاسی بنویسم ، چرا که فکر میکنم همیشه نباید این کار رو انجام داد وفقط میگم ۱۶ آذر نزدیکه اونهایی که دوست دارن ومیخوان کاری بکنن باید این بار سنگ تمام بزارن چرا که تو این دوره از زمان جمهوری اسلامی بشدت ضعیف تر از قبل شده وفشار زیادی رو تحمل میکنه این مطلب را بدون عینک ریز بینی هم میشود دید .ازاین رو باید در تلاش بود واز کوچک ترین فرصت ها برای سرنگونی استفاده کرده ، به هر حال جمهوری اسلامی باید سرنگون شود چه امروز چه فردا ویا هر وقت دیگر حکومت ، اعدام کودکان ، سنگسار زنان ،فقر و فحشا و........... باید برود .

اما واقعا این احمدی نژاد هم بخودش تر زده هم به ما چند روز پیش در یکی از روزنامه ها یهودی چاپ آلمان مطلبی را نوشته بود که پاره ای از اون رو براتون میگم ، در این روزنامه نوشته بود که احمدی نژاد هرچند اگر دست نشانده ویا هر چیز دیگر باشد ولی به هر حال سمبل مردم ایران است واین مرد حرفهایی را میزند که هیتلر قبل از به وقوع پیوستن جنگ جهانی میزد ، این روزها هم که امام زمان شدن اقا تو هر بقالی اینترنتی ویا معمولی هم پیدا میشه جالب اینکه این مطلب را ترجمه کرده وبر روی بزخی از سایت های خارجی نیز آپ لود کرده اند .

امیدوارم طولانی نشده باشد ، راستش رو بخواهید دلم برای خواهر مادر خیلی تنگ شده یک سالی هست که مادر رو ندیده ام وحدودا ۸ ماه از آمدن خواهرم میگذرد ولی نمی دونم چرا بیشتر از گذشته دلم براشون تنگ شده ات تا به حال تو زندگی دلم این قدر برای کسی تنگ نشده بوده البته الی هم وقتی میره مسافرت دلم براش تنگ میشه ولی چون میدونم زود برمیگرده برام مشکل بوجود نمیاره در ضمن چون این خانم راه براه مسافرت تشریف میبرن کمی برام عادی شده ، ولی خواهر ومادرم نمی تونن راحت بیان وبرن خصوصا مادرم که خیلی سنگین تکون میخوره خصوصا که پول به جونش هم وصل ولی میدونم که اونهم الان دلش برام تنگ شده ، امیدوارم که همه چشم انتظار ها هرچه زود تر هر کی رو که دوست دارن زود زود ببینن  واز دلتنگی نجات پیدا کنن وبقول مادرم ؛ انشاالله فراموش نشود .

بازم امید وارم که زیاد حرف نزده باشم ولی کمی هم جواب دوستان رو بدم ؛ در جواب دوستی که نوشته دیگه وب لاگت زیاد طرف دار نداره باید بگم خودم هم میدونم ، علتش هم روشن است وقتی نتونی وب لاگ رو درست آپ دیت کنی وآخر بی معرفتی هم در بیاری نری به دوستات سر بزنی از این بهتر نمیشه هرچند خیلی از رفقا از من خبر نگرفتن ولی من رفتم وبه اونها سر زدم ، در جواب رفیقی که میگه مرد باشم ومطلبش رو پاک نکنم باید بگم تحت هیچ شرایطی مطلب هیچ کس رو پاک نمیکنم مگر به کس دیگری جواب ویا حرف زشتی بدون آدرس در کامنت ها گذاشته باشد در ضمن من جواب شما را دادم به همین آدرس میلی که گذاشته بودید امیدوار بودم حداقل یک خط جواب میدادید یا لااقل یه فحشی میدادی که بدونم جواب به رسیده به دست تون .

رفقا سعی میکنم به همه سر بزنم  واز خجالت همه در بیام ولی این رو بدونید که همه را دوست دارم وتحت هیچ شرایطی دوست ندارم کسی از من آزده خاطر باشه همین وبست .در آخر امیدوارم که بتونم تند تند آپ دیدت کنم و وبلاگی در خور تامل داشته باشم البته در حد توانم .

سبز باشید واستوار

با سلام های گرم به همه .

من این چند وقته همش بد قول شدم ولی این هفته روز جمعه دوباره اما مینویسم دوباره جواب میدم ، احوال پرسی میکنم ، احوال گیری میکنم وبلاخره اما مینویسم ولی سعی میکنم در چند بخش بنویسم که حوصله کسی سر نره .  لینک خیلی ها رو پاک کردم اگر کسی لینک به من داده ومن خبر ندارم لطفا به من خبر بده که لینکش رو درج کنم اصلا نمیدونم چرا جو گیر شدم ولینک ها رو پاک کردم ، حسابی از این کار پشیمون شدم خلاصه اگر کسی لینک خواست بگه من درج میکنم اگر کسی لینک نخواست ، خوب نخواسته دیگه وفعلا تا جمعه بای بای ....

 

 

سبز باشید واستوار

 

 


 

 

سلام مجدد

در پی خانه تکانی که از امروز شروع میشه لینک تمام دوستانی که محبت کرن وبه من لینک ندادن رو پاک خواهم کرد علت خاصی هم نداره یهویی این جوری شدم وفکر کردم زیاد با این قضیه حال نمی کنم ، اگر کسی هم به من لینک داده ومن لینکش را درج نکردم به من اطلاع بده حتما درج میکنم .

من واقعا نمی دونم من نمی تونم برای دیگران پیغام بزارم یا برای همه این طور است به هر حال به محض بر طرف شدن اشکال به دوستان سر میزنم .


با سلام های بسیار زیاد

 

خیلی وقته که نتونسته بودم آپ دیت کنم اونهم به علت مشغله زیاد مثل همیشه ( پول ) بوده این چند وقته حسابی مشغول بودم وتحت هیچ شرایطی خستگی فرصت آپ کردن را بهم نمیداد ولی باز مثل همیشه پیغام ها میخوندم ولی متاسفانه قادر به جواب گویی نبودم که امیدوارم امشب بتونمجواب همه رو  بدهم .

ولی خوشبختانه فعلا تا یک ماه تونستم جمعه ها ساعت کارم را کمتر کنم واین فرصت بسیار خوبی که هم وبلاگ رو دستی به سرگوشش بکشم وهم جواب محبت ها رو بدهم .

تو این چند وقته شاهد بودم که بلاگ فا پیشرفت های چشم گیری را انجام داده و کارهای جدیدی را که قبلا نداشت ارائه بده البته اگر سانسور کردن وب لاگ ها را از دستور کارش خاج کنه که این کار رو انجام نمیده واقعا سرویس دهنده خوبی حتی میهن بلوگ هم نمی تونه مانند این سرویس دهنده باشه چرا که سرعت بلاگ فا واقعا بهتر از مهین بلوگ کار میکنه .

از بلاگ فا که بگزریم میرسیم به ایران خودمون ، واقعا من نمی دونم چطور مردم ایران در این شرایط دارن تو ایران زندگی میکنند ، وقتی برخی اوقات تلفنی با خانواده صحبت میکنم وقیمت ها را سئوال میکنم میبینم که در آمد ریالی است وخرج کرد دلاری و حالا با این شرایط خانواده های بی گناهی که نمی تواند شکم زن بچه خود راسیر کنند، پول وقدرت دسته عده ای خاص اسیر شده واین عهده که غالبا سرشون به یه جایی از دولت ربط پیدا میکنه تحت هیچ شرایطی حاضر به کمک کردن به هم نوع نیستن وروز به روز هم  بدتر وبدتر میشوند واین وضع تا زمانی که اعتراضات وسیع وهمه جایی نشود ادامه پیدا خواهد کرد البته این امر در تمام دنیا رواج پیدا کرده حتی اینجا در غرب هم این شکل رواج چشم گیری پیدا کرده من این یکی دوروزه که وقت ازادی داشتم و تو نت در حال گشت گذار بودم این امر رو کاملا احساس کردم برای اینکه زیاد تو این مورد خاص توضیح ندم میتونید وبلاگ آرمین گلیه مرد رو مطالعه کنید تو چند پست اخیرش در این موارد توضیح داده .

اما اگر از غرب بخواهیم بگذریم و معشیت مردم رو که امر مهم وضروری است در گوشه ای نگه داریم ، وضعیت ایران روز به روز در حال بدتر شدن است من خودم زمانی که تو ایران بودم احساس نمی کردم علتش هم نبود امکانات ودرگیر بودن در همون معشیت زندگی بود ولی وقتی الان از بیرون نگاه میکنم وضیعت ایران را به شدت دگرگون میبینم ، روزانه چندین کارخانه در حال اعتصابات کارگری به علت عدم پرداخت حقوق بسر میبرند ، دانشگاه ها عموما در اشوب است در همین چند روز گذشته چندین خبر از آشوب وسرکوب در دادنشگاه ها را خوندم که آخریش پنج شنبه در ساوه بوده که هنوز هم ادامه دارد، اگر از درگیری های بزرگ مانند اعتراضات واعتصابات کارگری ودانشجویی که در واقع مهمترین مسئله ها وریشه ها را در سرنگونی ویا ثبت دولت ها را در بر داردبگذریم ، بین مردم هم در گیری بسیار زیاد است هرروز در خبر ها از گشته یا مجروح شدن مردم نقل میشود وهروز از فساد های مالی واخلاقی ، فساد های مالی عموما در پی اختلاس هایی برملا میشود که شخصی خواسته است تنهایی مبلغ هنگفتی را بالا بکشد وفساد های اخلاقی هم عموما ناشی از فقر بیش از اندازه زنان بی گناهی است که در پی لقمه نانی حاضر به تن فروشی میشوند ودر پی این تن فروش چه بسا وارد راه های کثیفی مانند مواد مخدر و.... میروند وبعد هم کشیدن این نگون بختان از منجلاب کار امام عصر است که فکر میکنم اون هم به علت اختلاس شدید مالی فعلا غایب هستند .

وضعیت دیپلماتیک هم که به برکت احمقی نژاد روز به روز بدتر وبدتر میشود وحتی آوردن هاشمی رفسنجانی هم تا کنون نتوانسته هیچ کمکی به این روند بکند وبا اظهارت اخیر آقای احمقی نژاد وضعیت بدتر وبدتر شده است .

امیدوارم مردم ایران زودتر از خواب سنگین بیدار بشن وریشه این وضعیت را از جت در بیارن حالا به هر شکلی که فکر میکنند .

دیگه بیشتر از دوست ندارم روده درازی کنم ومیخوام کمی هم فرصت داشته باشم که به شما سر بزنم وجواب محبت ها رو بدم امیدوارم که بتونم طی هفته اخیر بیشتر بنویسم وبیشتر به شما سر بزنم

 

سبز باشید واستوار.