باسلام

 

مدتی است که دیر استارت میزنم وراه میافتم ولی دلیلش صرفا کار است وبس قبلا هم گفتم روزانه کوهی از مطالب را بر روی وب سایت ها و وبلاگ ها قرار میدهم ولی دریغ از این که کلمه ای از آن را نوشته باشم ، گاه با نظرات برخی از دوستان مخالف هستم وگاه موافق ولی متاسفانه نمی توانم ویا بهتر بگم فرصت ندارم چند کلامی در موردش صحبت کنم .

زمانی که تو ایران بودم دوستی داشتم بنام علی این دوست رو بچه های محل بنام علی استارتی صدا میکردند ، علت هم این بود که پدر گرام این علی آقا یک ماشین شورلت رویال داشت که استارت نمی زد وعلی آقا هر روز صبح حکم استارت رو برای این ماشین داشت ، حال حکایت من شده من که نه توان خرید یک استارت که همان کمبود وقت وپول است را دارم ونه علی آقا که ما رو حل بده برای همین کمی دیر تر به مسائل میرسم چرا که باید خودم ،خودم را با تمام سنگینی حل بدهم .حالا کی من یک استارت میخرم ویا کی یک علی استارتی پیدا میکنم باید من راتحمل کنید ، البته این دفعه زود تر از همیشه آپ کردم علتش هم بیکار شدن موقتی این جانب است که حالا تا کی بیکار باشم وجناب سرمایه وصاحب کار زنگ میزنه که اوضاع خوب شده بیا سر کار من که هیچ اطلاعی ندارم، ولی حسن این موضوع در این است که فرصت میکنم خوب این ماشین رو حل بدم وکمی بیشتر بنویسم .

اما در چند روز اخیر مسئله ای که بیشتر در رسانه ها به چشم میخورد اتم ایران وکاریکاتور داش ممد خودمون است . در مورداتم من چند پست دراز و کوتاه نوشتم یعنی در واقع اون چه که به عقلم میرسیده رو عنوان کردم اما در مورد کاریکاتور باید بگم من اصلا نمی دونم این همه شلوغی برای چیه هرچند با گوشمالی کشورهایی مثل دانمارک ونروژ توسط مسلمان ها زیاد مخالف نیستم ولی بطور کلی با صورت مسئله مشکل عمده دارم ، با گوشمالی این کشورها موافقم چرا که اینها عموما مسیحی هستند وبا رندی هر چه تمام تر کارهای خود را پیش میبرند منظور مسائل مذهبی سیاسی است ، ولی با صورت مسئله مخالفم چرا که چاپ کاریکاتور هیچ ربطی به دانمارک یا هی کجای دیگر ندارد یک روزنامه برای فروش بیشتر یا خواننده بیشتر باتشخیص سردبیر ش اقدام به چاپ کاریکاتور میکند ، الته در پرانتز حدسها ونظرات دیگری هم موجوداست .واین کاریکاتور از بخت بد روزنامه یک دفعه پا میزاره روی تیک مسلمان ها واونها هم میریزن وهمه چی را داغون میکنند یعنی عکس مسیحی ها که در نهایت عصانیت لبخند میزنند و زیز زیرکی پوستت رو میکنن این کار مسلمان ها از هر اشتباهی بدتر است ، من واقعا نمی دونم چرا باید سفارت یک کشور در کشور دیگر به خاطر عمل کسی به آتش کشیده شود وجالب تر اینکه کشور آتش زده سالانه مبالغ سنگینی کمک مالی از کشور آتش کشیده شده دریافت میکند ، یکی از دوستانم در دانمارک میگوید عرب طبار های دانمارکی که ملیت این کشور را دارند با این حال ماشین مسیحی ها را چپ کردند و خلاصه که کثافت کاری دیگر که من از این چیزهایی که دیدم بیشتر از همیشه از دین خصوصا اسلام متنفر شدم من نمیدونم این عقب ماندگی تا کی ادامه خواهد داشت وتا کی برای این گونه مسائل جزئی مسلمان ها میخواهند کوه بسازند ، امادر پرانتز که گفتم من احتمال دیگری هم میدهم اگر جمهوری اسلامی برای فرار از خبر گذاری هادر مورد مسائل اتمی  پول بسیار سنگینی را به روزنامه دانمارکی داده باشد واز طرفی هم آتیش رو زیر کون مسلمان های تند رو روشن کرده باشه اون موقع باید طوری دیگر به مسئله نگاه کرد ولی بازهم این مسلمان های ساد ه لوح هستند که سر شان کلاه رفته .علت هم که روشن است واحتیاجی به توضیح ندارد .

اما در مورد شرکت واحد آنطور که فکر میکرد هنوز اعتراضات شکل نگرفته اما این دلیل برتمام شدن موضوع نیست د مبارزه هنوز ادامه دارد ولی من اطمینان دارم که واحد استارت خوبی زده برای دیگر کارگران البته قبل از آن کارگران شاهو پیش قدم بودن ولی اعتراضات کارگری رو ز به روز بیشتر خواهد شد . وقتی خط فقر 300 هزار تومان باشد دیگه تکلیف روشن است ، این خانه از پای بست ویران است وهمین روزها دوباره شعله ای از زیر خاکستر قد علم خواهد کرد .اون روز هم دور نیست فقط فرهنگ سازی میخواد اونهم که به نظرم در حال ساخته شدن است .

 

دوباره آپ میکنم خیلی زود وخیلی دوست دارم درباره ناسیونالیست چند کلامی بنویسم . امیدوارم که بتونم ولی تا نوشتن ناسیونالیسم .

 سبز باشیواستوار

سلام .

این بار نمی خوام اصلا حرف سیاسی بزنم ولی جان مادر عزیزتون در حد ی که میتونید از کارگران شرکت وهمچنین زن بچه این عزیزان دفاع کنید .

صاحب وب لاگ کنکاش در پست اخیر خودش شمیر رو برای من از رو بسته وحسابی به این جانب تاخته است . هرچند قبول دارم که کم تا قسمتی نیز هم حق دارد ولی لازم که توضیحاتی پیرامون  مطلب ایشون بدم . همچنین اندک نظراتی که در وب لاگ ایشون درج شده .

زمانی که بنده با ایشون آشنا شدم سیگار میکشیدم ، یعنی در واقع از ۱۴ سالگی سیگار کشیدم چند سالی را مخفیانه سیگار کشیدم بعد هم که جناب سبیل کاملا سبز شد تقریبا دوشاخه محبت را در همه جا علنی کردم بجز برخی از عزیزانی که یا میترسیدم یا احترام و  رودروایستی داشتم ولی به واقعه این تنها خلاف در طول زندگیم بوده هرگز دنبال هیچ گونه مواد مخدری نرفتم ، هرگز مشروب نخوردم وهرگز کارهایی رو که اکثر جوانها انجام میدهند رو انجام ندادم  حتی اینجا که هیچ مشکلی برای هیچ کدوم از اینها نیست تفریح من کوه ، اسکی روی آب ، بسکبال ، والیبال ، فوتبال و خلاصه انواع واقسام ورزش ها بود با اینکه دوستانی داشتم که هم مشروب میخوردن وهم خلاف دودی میکردن ولی هرگز آلوده نشدم وبه همین سیگار ختم شدم بارها هم فکر ترک اون رو در سرم مرور کردم ولی تا این لحظه موفق نشدم ، خوب همه که نمی تونن همه چی رو با هم داشته باشن اینهم ایراد منه ، با این که من هیچ قولی پیرامون سیگار نکشیدن ندادم ولی باز هم سعی کردم رعایت کنم ولی واقعا نتونستم به طور کامل رعایت کنم ، اما اگر قرار در زندگی مشترک همکاری باشه ودو طرف باهم کنار بیان حق این که اگر من رعایت کردم ودر این بین سوتی دادم دیگه داد بیداد جنگ ودعوا نباید توش باشه خوب بابا من سیگاریم دیگه حالا باید صورتم رو شطرنجی کنم وخجات بکشم که الهام خانم بدش میاد من سیگاریم تازه خوبه که زیاد هم سیگار نمی کشم مگر این که در بحران های عصبی باشم ، خوب من چیکار کنم که تو با بو مشکل داری داریم تو خیابون راه میریم میگی بوی غورباغه میاد ، بوی موکت آب خورده میاد بوی ماهی ای که دو روز کنار رودخونه مونده میاد ، بوی جیش خرگوش میاد ، آخی الاهی بیمرم بوی وایتی میاد ، بوی روغن سوخته میاد ، بوی پلاستیک آب شده میاد ، بوی محله ترکا میاد بوی درد میاد بوی مرض میاد هی بو میاد ،این بو ها مختلف تو خونه هم تکرار میشه  خلاصه این که باشه من میرم جلوی پنجره سیگار میکشم ببینم دیگه چی میمونه من که تا بحال هرچی تو گفتی رعایت کردم بازم رعایت میکنم. تا ببینم دیگه به چی گیر میدی .

بلاخره باید بگم که مر د سالار نیستم واز این کار هم متنفرم واز حقوق همه زنها دفاع میکنم، ولی عزیزم من میتونم برم بیرون وهزار تا کار بکنم وتوهم روحت خبر دار نشه ولی نه آدمش هستم ونه این کار رو دوست دارم که انجام بدم پس لطف کن این قدر سخت گیر نباش وهی ما رو هم نفرست تو این سرما جلوی پنجره ، این کل حرفهای من نبود ولی سعی کردم خلاصه شده بنویسم که از حوصله کسانی که قضاوت میکنند خارج نشه چون عموما الهام ها کمی دچارمشکلات تصمیم گیری وقضاوت هستند .

با سلام های زیاد .

امروز فرصتی پیدا کردم تا چند خطی بنویسم واین برایم خیلی خوشحال کننده است که این فرصت را پیدا کردم . این روزها عجیب اخبار رو دنبال میکنم ، چرا که وضع رو برای ایران بسیار بحرانی میبینم ، شرکت واحد واعتصابات کاگری از طرفی مسائل اتمی حسابی حکومت اسلامی رو دچار مشکل کرده وعبور از این بحران برای حکومت اسلامی کار راحتی نیست وتنها در ایران میتواند از اهرم فشار استفاده کند ودر خارج هم حساب های ارضی خود را از ترس بلوکه شدن انتقال میدهد واین نشان دهنده حملاتی به ایران است حملاتی نه تنها اقتصادی بلکه به صورت نظامی ، که البته میدونم حکومت اسلامی هم تدابیری رو برای این حملات تدارک دیده وعموما آخوند جماعت هر چقدر که بی سواد باشد ولی عموما نقش چوب لباسی رو بازی نمی کند ، امام از طرفی میبینم که کشور های اروپایی به تکاپو افتاده اند وهر ساعت دارم اخبار رو میبینم که در مورد ایران صحبت میکنند واین صحبت ها رنگ وبوی خیلی بدی برای ایران دارد البته برای ایران که نه برای مردم ایران ، واقعا دلم برای این جوانان های داخل ایران میسوزه این مطلب رو به صورت ترحم نمی گم و منظورم در دل است وقتی با بچه تو ایران حرف میزنم با اینکه عموما برخی از آزادی های محدود حرف میزنند ولی از بی قانونی در عذاب هستند وعده ای جوانان هم که در مسائل مالی غرق شدند وهیچ گونه تفریح جز کشیدن مواد مخدر ویا آوردن یک زن رو در موقع خالی شدن منزلشان ندارد ، در صورتی که عده ای که به یک جایی وصل هستند از هر کجای دنیا بیشتر در داخل ایران تفریح میکند .

مطالبی رو که من بهش اشاره کردم اصلا تازه نیست وپیدا کردن مطلب در موردش آنقدر زیاده که تو هر بقالی اینترنتی خروار خروار پیدا میشه وبه نظر من باید این وضع رو عضو کرد . وبا توجه به جوان بودن جامع ایران خیلی راحت میشه این کار رو کرد من اصلا نمی خوام تبلیغ کنم که با گروه ویا دسته خواصی کار کنید وفقط میخوام بگم میشه با نافرمانی خیلی کار کرد مثلا همین اعتصاب کارگران واحد میشه خیلی راحت از اون حمایت کرد اونهایی که میرن سر کار میتونن حتی روزها دیر برن سر کار وبعد بگن اعتصاب بود  واگر عده زیادی این کار رو انجام بدن تاثیر بسیار زیادی رو در وضع عمومی قرار خواهد داد این برای اون دسته کسانی است که میترسن تو مناسبات اعتراضی شرکت کنند ولی اون دسته که نمی ترسن ویا در واقع به دنبال آزادی های از دست رفته هستند خوب طبعیه که کارهای مهم تری میتونن انجام بدن واحتیاجی هم ندارن من براشون خط کشی کنم که چه کار کنند .

دوباره دارم  زیاد مینویسم که خوب این زیاد خوب نیست وسعی میکنم تند تند بنویسم تا زیاد بنویسم البته سعی میکنم !

فعلا تا دفعه بعد سبز باشید واستوار.