به بهانه 18 تیر
اگر بخواهیم ایران امروز را از بیرون نگاه کنیم مانند نگاه کردن به یک بازی فوتبال ویا شطرنج ویا از روی سکو ویااز طریق TVنقاط ومسائلی را میبینیم که هر کدام احتیاج به سالها بحث و تبادل نظر و ترمیم ونوسازی دارد .
از دهه چهل تاکنون ایران تحت سیستم بورژوازی دوره شاهنشاهی و دوره اسلامی بوده است و هم اکنون نیز توسط نیروهای غیر مردمی و یا واضح تر نظامی پلیسی اداره می شود. و شرایط روزبه روز بدتر و بدتر می شود. اما این مطالب یک روی سکه مسائل جامعه است. در حال حاضر ایران در آستانه یک تغییر و تحول بنیادی قرار گرفته است و جامعه ایران وارد نماد جدیدی از تحولات و اتفاقات سیاسی و اجتماعی می شود.و این در حالی است که مردم ایران خواهان تغییرات ریشه ای هستند و رژیم اسلامی نیز در سراشیبی سقوط قرار گرفته است و حکومت اسلامی نه در داخل کشور و نه در خارج از کشور برای خود آبرویی باقی نگذاشته است. در داخل که با فلاکت اقتصادی، دستگیری جوانان و دانشجویان و افراد سیاسی، شلاق و شکنجه در ملا عام؛ اعدام وسنگسار بخصوص جوانان زیر 18 سال؛ تبعیض و نابرابری شرایط را برای سقوط خود فراهم کرده و در خارج از کشور نیز بحق به چشم یک کشور تروریست به ایران نگاه می کنند . هر چند که دولت های غربی برای بدست آوردن منافع خود در بسیاری از موارد دست در دست حکومت اسلامی دارند. ولی بطور کلی حکومت اسلامی در زیر شدیدترین فشارهای داخلی و خارجی قرار دارد امروزه فقر و فلاکت اقتصادی یکی از ساسی ترین مشغله مردم تحت ستم حکومت اسلامی است، تقسیم بندی اجتماعی در ساختار جمهوری اسلامی موجب ناهنجاریهای اجتماعی بسیاری از قبیل سرقت، اعتیاد، فحشا، قتل و بطور کلی تاثیرات مخرب اجتماعی را بوجود آورده است.
این موضوعات احتیاج به عینک ریزبینی ندارد. امروزه افرادی که به گونه ای با جمهوری اسلامی ارتباط سیاسی و اقتصادی دارند از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار هستند و در این بین نیز عده ای به سختی خود را در حال تعادل نگه داشته اند و این موضوع باعث فاصله بسیار زیادی بین اقشار مختلف مردم ایجاد کرده است و این در حالیست که هیچ مرجعی جر حکومت اسلامی از این مسئله سود نمی برد. واقعیت این است که تاریخ استبداد سیاسی، سرکوب و بی حقوقی مردم سالیان درازی است که در ایران جا افتاده و هیچ راهی جز تغییر اساسی و سرنگونی حکومت اسلامی باقی نگذاشته است و تجربه نشان داده است، نیروهایی مانند ملی مذهبی ها ، مشارکتی ها و بزرگترین آلترناتیو های چندی پیش اتمی هم نتوانسته چاره ای بر مردم ایران باشد و تنها منجر به تشدید فشارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی شده اند و از آنجائی که این فشارها اثرات مستقیم بر روی زندگی روزمره مردم دارد و مردم ایران نیز دیگر کاسه صبرشان تمام شده است جمهوری اسلامی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. تصفیه حساب های داخلی دیر زمانی است که شروع شده و جنگ جناح های داخلی بالا گرفته و از همه مهم تر عموم توده مردم برای سرنگونی به حرکت در آمده اند و با کوچکترین بهانه به خیابانها می آیند و شعار آزادی، برابری و نان برای همه سر می دهند. انتخاب بد و بدتر را به سرنگونی ترجیح می دهند و خواهان سکولاریسم سیاسی هستند و سکولاریسم سیاسی یعنی اینکه هر کسی بنا به تعریف بعنوان شهروند حق رای، آزادی فعالیت سیاسی و آزادی بیان داشته باشد. از این رو وظایف مهمی بر دوش کسانی است که شاخص هائی را بعنوان ملاک سعادت و خوشبختی انسان های در برنامه تثبیت شده خود دارند .
اگر به دنبال آزادی و برابری، آزادی بیان، حقوق و بیمه های اجتماعی و بطور کلی به دنبال تغییر و ایجاد دنیائی بهتر هستیم باید جور دیگر به مسئله نگاه کنیم و جور دیگر عمل کنیم و عوام فریبانه است که بگوئیم هیچ گونه مشکلاتی را بر سر راه نداریم. اما برای سرنگونی حکومت اسلامی باید تلاش فراوان کرده وبرای رسیدن به یک دنیای سکولار و متمدن باید ستیز کرد، برای رسیدن به حقوق اجتماعی باید سدها را شکست و حکومت اسلامی را با تمام جناح ها و دسته های مختلف بر زیر کشید. پرواضح است که در این راه شاهد به زندان افتادن و یا حتی کشته شدن عزیزانمان خواهیم بود ولی در هر صورت توانسته ایم به این شکل حکومت اسلامی را نابود کنیم و به دنیایی بهتر دست یابیم.
سبز باشید واستوار
اینجا وب لاگی است که دست نوشته های شخصی ام را بدون پاک نویس درج مینمایم.