كمي جواب

برای تحریم انتخابات کد بنر را از اينجا دريافت كنيد


 

از اعدام حجت زمانی جلوگیری کنیم

قوه قضاییه جمهوری اسلامی حکم اعدام حجت زمانی زندانی سیاسی 29 ساله را صادر کرده است و هر آن احتمال اعدام او میرود. حجت زمانی در سال 2003 پس از فرار از زندان اوین توسط پلیس ترکیه دستگیر و به ایران تحویل داده شد. دو برادر حجت زمانی نیز قبلا توسط دولت ایران اعدام شده اند

ازحكم اعدام حجت جلوگيري كنيم


لینک پتیشن


 

سلام

بعد از يك هفته امشب دوباره تونستم بشينم سر فرصت چند خط ي ، خط خطي كنم نمي دونم واقعا از كجا شروع كنم آنقدر تواين مدت سوژه بوده كه فكر ميكنم اگر تا صبح هم بشينم باز تموم نميشه . ولي خوب فكر ميكنم به دوستي كه اين دفعه واقعا مودبانه نوشته كوتاه جوابي بدم . اين دوست خوب نوشته وب لاگ شما را خوندم وخيلي هم خوشم آمد ولي يك مشكلي كه اين وب لاگ داشت اسم اون بالا يعني كمونيست بود كه من رو آزار ميداد واصلا نمي تونستم با اون اسم كنار بيام براي همين بدون كامنت رفتم ولي چون فكر كردم كه وب لاگ خوبي است اين ميل را نوشتم تا شايد اسم وب لاگ خودت را تعقير بدي كه خواننده بيشتري داشته باشي وهم كامنت بيشتر و.....

درجواب اين دوست خوب ودل سوز ميگم اولا من خودم هم ميدونم كه اگه اسم وب لاگ رو عوض كنم خواننده بيشتري دارم ولي هرگز راضي به هم چنين كاري نخواهم شد چرا كه شما صرفا موضوع را اخلاقي ديده ايد واگر منهم صراحتا اعلام نكنم كه كمونيست هستم به واقع خودم رو در يك موقعيت اخلاقي گذاشته ام وبه قول معروف دارم سر خودم رو شيره ميمالم دوما من بايد نشان بدم كه كمونيست اقتصاد شكست خورده كت وشلواره تيره اختناق واستبداد ( تصوير كمونيست شوروي)

ويا كره ، چين ويا هيچ كجاي ديگر نيست .من بايد ثابت كنم به دنبال مفهوم تعقير هستم مفهومي كه ماركس در مانيفست ميگويد .راستش دوست عزيز من با اين كه صبحتهاي شما رو اخلاقي ديدم ولي بايد بگم من مشكل رو فقط اخلاقي نمي بينم بلكه از يك زاويه ديگه يعني سياسي هم به موضوع نگاه ميكنم پشت اين اسم دارم از كمونيست دفاع ميكنم با نوشته هام ميگم توده اي ، فدايي ، واكثيرتي نيستم با شوروي وچين بسيار مشكل دارم وقبل از نقد كردن سرمايه داري اونها رو نقد ميكنم در تمام عرصه هاي انساني پيشقدم هستم وهمان طور كه گفتم به دنبال تعقير هستم .

قبول دارم كه كار هركولي است ولي من در حال حاضر قدم برداشتم وتصميم دارم اين كار رو انجام بدم تا اونجايي كه بتونم پيش ميرم وهر موقع هم كه ببينم نمي تونم كاري كنم خودم رو كنار ميكشم شايد اون موقعي كه ببينم كاري نمي تونم انجام بدم اسم رو عوض كردم ولي درحال حاضر تحت هيچ شرايطي تصميم به اين كار ندارم .

هستند در اين بلوك كه وقتي اسم كمونيست رو ميشنود انگار شوهر مادر شان رو ديده اند وتا دوتا وب لاگ دست چپ وراست هم نزديك نمي شوند ولي اين را هم بايد در نظر گرفت كه در همين بلوك دوستاني كه از ابتدا با اكراه كامنت ميگذاشتند اكنون از دوستان بسيار گرم من هستند واين بنا به برخورد اخلا قي وسياسي بوده .

خلاصه دوست عزيز اگر مثل دفعه قبل آمدي ودوست نداشتي كامنت بگذاري ملالي نيست ولي من در چند خط به طور خلاصه خواستم بگم كه كمونيست نه شاخ داره نه دم نه سيبل كلفت ونه پيراهن تيره نه زناشون اشتراكي هستن نه اين كه نمي تونن ماشين شخصي داشته باشن ونه........

اما دونفر به من گفتن تو كه ادعات ميشه چرا از آزادي اكبر گنجي دفاع نكردي در صورتي كه گنجي در كنفراس برلين سر بهم ريختن اين كنفرانس توسط شما تابلو شد و..... كه درجواب ميگم من تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم كه دشمنم هم در زندان باشد چرا كه محيط زندان را تجربه كردم در مورد گنجي هم بايد بگم بدون در نظر گرفتن سالهاي ۶۰گنجي وبه طور كلي سوابق در خشان ايشون هنوز نتونستم با اين موضوع ارتباط برقرار كنم از طرفي استارتر اين موضوع را كسي در خور حمايت فكري ميدانم  بدون نقد متعاصبانه بايد در نظر گرفت كه گنجي در معاملات سران جمهوري اسلامي است خودش هم اين موضوع رابار ها گفته ولي در هر حال خيلي زود تر از آنچه كه فكر كنيد آزاد خواهدشد .

ببخشيد دوباره زياده گويي كردم اميدوارم كه بتونم زود به زود آپ ديت كنم ولي اگه نشد نشده ديگه بقول صمد آقا چاره ندارم .

سبز باشيد و استوار

 

با سلام

چند روزي رفته بودم مسافرت جاي همه خالي بود . سيزده بدر در پارك شهر هامبورگ بوديم به همراه اهدو ايال ، ايراني ها همه جمع بودن حدودا ۳۰۰۰ نفري ميشدن بازم ميگم جاي شما خالي خيلي خيلي خوش گذشت راستش به اين مسافرت خيلي احتياح داشتم ، قبل از رفتن متوجه شدم كي از رفقاي با محبت سيستم منو هك كرده وهمين طور سايت آينه رو از اين رو نمي تونستم خبر بدم كه خونه نيستم واز اين بابت عذر ميخوام و  تو فرصتي هم كه بدست آوردم رفتم سايت آينه رو تو يه اينترنت كافي يا همون كافي نت درست كردم ولي متاسفانه فرصت اين كه اينجا چيزي بنويسم رو نداشتم از وقتي هم كه برگشتم يك سره دارم كامپيوتر هك شده ي خودم رو درست ميكنم اين مطلب هم نوشتم كه اون كسي كه محبت كرد واين كاررو انجام داد خوشحال بشه ولي به هر حال امشب سيستم بالا اومد ومن تونستم مطلب بنويسم ولي هنوز نتونستم درست حسابي برنامه هاي خودم رو مثل روز اول در بيارم چون هارد رو فرمت كردم به چند برنامه احتياج دارم ۱- ورد ۲- نورتون ۳- نرو ورژن ۶ اگه كسي رو نت اين برنامه ها رو سراغ داره يه خبر كو چولو به من بده ممنون ميشم .

اما تو همين حين كه من به نت دسترسي نداشتم پاپا پاپ محبت كردن واجل رو از شرمندگي خلاص كردن وقبض رو درياقت كردن كه واقعا محبتي بس چندان به خلق نمودن البته اين محبت زياد طول نخواهد كشيد چرا كه يه پاپا جون ديگه بزودي جاي اون رو خواهد گرفت از نظر من پاپ هيچ فرقي با خميني وخامنه اي ندارد ولي فعلا دراين مورد حرفي براي گفتن ندارم .

اما سياست ايران امروز مثل هميشه پر از ظلم وستم به كارگر است وهمون طور كه در خبر ها خوانده ايد كارگران اول ماه مي به دادگاه ميروند و عدهاي زيادي هم در بانه بازداشت  و همچنين دادگاهي شدند وخوب علت اي امر هم نزديك شدن اول ماه مي يعني روز جهاني كارگر است كه حتما من راجبع اين موضوع بطور جامع مطلب مينويسم ولي كي من كه خودم نمي دونم .

در انتها تشكر ميكنم از شما رفقاي خوب كه اومدين سر زدين باور كنيد بي معرفت نيستم وجواب همه رو ميدم تشكر ميكنم از گروه هك اسلاميست بابل كه سايت آينه رو مورد لطف قرار دادن تشكر ميكنم از دوستي كه كامپيوتر بنده رو حال دادن و همچنين تشكر ميكنم به اونهايي كه من به اونها لينك دادم واونها هم به ديگران لينك دادن . فعلا عرضي ندارم وشما رو به هرچي كه دوست دارين ميسپارم .

سبز باشيد واستوار

 


واپسین پیام دریدا:

دفاع از عدالت ، جنبش بدیل جهانی شدن و اندیشه های مارکس
 

آخرین بار دریدا را در کنگره بین المللی فلسفه در پاریس دیدم. در برنامه ها جایگاه ویژه و سوال بر انگیزی به دریدا داده شده بود. پاسخ این سوال در مرگ دریدا است. دریدا با آخرین کتاب خود - مارکس و فرزندانش- آمده بود و یک وصیت نامه! موضع گیری علیه اشغال عراق ، تحلیل جهانی شدن سرمایه داری نئولیبرال و دفاع از عدالت اجتماعی، تم های اصلی سخنان دریدا بود. به نظر دریدا دیدگاه مارکس در باره ماهیت سرمایه داری، قادر به توضیح سرمایه داری جهانی شده است. دریدا می گفت که مرکز توجه خود را از - آزادی- به - عدالت- تغییر داده است و حتی خود را مارکسیست  می داند .منتهی مارکسیسم یک ذره آمیخته با مسیانیسم ! 

بدون مارکس آینده ای وجود ندارد!

این جمله در کتاب - اشباح مارکس- در سال 1993 ، یعنی در جو فوق العاده سنگین فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی نوشته شده است. اندیشه های مارکس برای دریدا فقط به جنبه های مبارزاتی محدود نمی شود. دریدا در مرکزی ترین تفکر فلسفی خود ، یعنی- واسازی- معتقد است:
- واسازی ، حد اقل به نظر من ، اگر رادیکالیزه شدن نبود ، یعنی باز هم در روح و سنت مارکسییسم، فایده و معنا نداشت(اشباح مارکس ص 151 انتشارات گالیله به زبان فرانسه)

اشباح مارکس که با به وسیله مترانسن ژان پیر ونسان به مدت یکسال روی صحنه بود (که آمیزه ای بود از مانیفست مارکس ، هاملت و اشاره به دختر و پسر فرانسوی که در درگیری مسلحانه چندین پلیس را کشتند!) ، در عین حال نوعی دست انداختن مارکسیت ها است. چنین شبهه ای را می توان در این اثر دید هنگامی که - ارثیه مارکس- را مطرح می کند. چه کسانی وارث مارکس هستند؟ احزاب کمونیست؟ افراد؟ نوعی از شبهه که دریدا وارثان را اشباح می داند و نه واقعی! گرچه  اشباح در نظر دریدا با مراجعه به مانیفست مارکس و هاملت مثبت هستند. چون که در آینده قرار دارند و خواهند آمد! در واقع دریدا با نوشتن - مارکس و فرزندان- این شبهه را از میان برد. وارثان فرزندان مارکس هستند و نه اشباح! 

دیدگاه فلسفی دریدا

چند ساعت بعد از مرگ دریدا اتین بالیبار ، فیلسوف نامدار فرانسه او را -بهترین پدیده شناس- فرانسه معرفی کرد. نقطه حرکت دریدا از پدیده شناسی ادموند هوسرل شروع می شود ، اما مالارمه و نیچه به روایت هایدگر از دیگر منابع فکری وی هستند. تمرکز وی بر نشان دادن متافیزیکی است که در غرب بر پایه نوشتار شکل گرفته است. دریدا با آنالیز -نوشتار-  توضیح می دهد که : - نوشتن تولید یک نشانه است که ماشینی را می سازد که به نوبه خود مولد است، که مرگ نویسنده مانع عملکرد ، نوشتن و باز نوشتن آن نمی شود-.

شیوه دریدا برای تحلیل - واسازی - است. با واسازی مشخص می شود که : - هدف کشف حقیقت علایم بسوی ایده ها، تحلیل می روند. معنا با یک ماشین ضد گلوله حمل نمی شود. معنا گریزان است، باز شده و پخش می شود-.

 دریدا در کتاب - نوشتار و تفاوت- در تحلیل تقابل مفاهیمی مانند مردانه – زنانه ، گفتار و نوشتار ، حضور – غیبت نشان می دهد که آنها مقوله های در برابر هم نیسبند، بلکه بیانگر تبعیت از سلسله مراتب هستند. 

تاریخ شمار زندگی ژاک دریدا

1930 تولد در ال بیار الجزایر

1942 محرومیت از مدرسه به علت خانواده یهودی

1952 آشنایی با لویی آلتوسر و پیوند دوستی همیشگی با وی

1957  خد مت نظام در بحبوحه جنگ الجزایر

1960 استاد دانشگاه سوربن و انتشار : نقد و همین گونه

1966 آشنایی با پل مان ، ژاک لاکان، ورمان ،بارتز، هیپولیتو گلدمن

1967 انتشار گراماتولوژِی

1979ایجاد دایره فلسفی

1981 ایجاد انجمن جان-هوس در دفاع از روشنفکران ناراضی چک و سلواکی

1984 بنیادکالج فلسفی

1987 انتشار هایدگر و سوال

1993 انتشار اشباح مارکس

1994 انتشار سیاست و دوستی

2001 انتشار فردا چه

2004 انشار مفهوم 11 سپتامبر با همکاری هابرماس

این چند روزه

سلام

بعد چند روز شلوغی بلاخره امروز خونه خلوت شد ، توی این چند روز خونه ما خیلی شلوغ بود یک به علت فوت شاهین دوستم ودو بخاطر عید و از این حرفها البته این شلوغی خیلی به من کمک کرد  چون هر موقع که تنها میشدم به فکر ویا یاد شاهین میافتادم .

ولی تو این مدت یه چیزی خیلی من رو رنج داد و آن هم دیدن رفتار زشت بعضی ایرانی ها بود، قبل از این که شاهین فوت کنه خیلی ها با اون در رقابت بودن چون شاهین قد خیلی بلند وهیکل تنومندی داشت و بادیگارد دیسکو بود وما بعضی اوقات باهم کار میکردیم از این رو خیلی ها با این که تو خارج زندگی میکنن ولی هنوز تو عصر فردین وبهمن مفید سیر میکنند وفکر میکنن که اگه کسی هیکل کنده با قد بلند داره ویه جورایی کارش طوری که مردم به اون احترام میزارن هر طور شده میخوان پوز اون یه جورایی بزنن این مطلب رو بارها به چشم خود دیدم وتجربه کردم ولی این صغرا کبرا برای چیه ؟ برای این که رفتار زشت ایرانی را متذکر بشم ، حالا رفتار زشت ایرانی چیه ؟ راستش رو بخواهین بعد از فوت شاهین بیش از هر موقعی به مرده پرست بودن ایرانی ها پی بردم وقتی شاهین زنده بود خیلی ها چشم دیدن اون رو هم نداشتن وهمیشه سعی میکردن با شاهین کل کل کنن حتی یادم میاد یه بار تو زمین فوتبال یه آقایی به شاهین گفت کنده بک فکر نکن جلوی در دیسکو برای این المانی ها قلدر بازی در میاری اینجا هم جلوی در دیسکو س واین حرفو زمانی زد که اونا تنه به تنه شده بودن ولی هیچ اتفاق خاصی نیافتاده بود شاهین با تعجب به من نگاه کرد رو به اونمرد کرد گفت هر حرفی داری بعد بازی بزن ولی اون ول کن معامله نبود من رفتم جلو پادر میونی کنم ولی انگار بدتر شد همون جا همون آقا بمن هم گفت توهم مثل همین کنده بکی شما ها فکر میکنیین چون قدتون درازه خبریه و...وقتی این حرفو به من زد من خندم گرفت و به شاهین یواشکی گفتم شاهین اینو ولش کن این مشکلش جای دیگه ایی اون روز بعد بازی هم قضیه به کتک کاری کشید و..... ولی وقتی شاهین تموم کرد وخبر تو شهر پیچید همین اقا ریش نتراشیده با پیراهن مشکی روزی که شاهین داشت مارو ترک میکرد تا برای همیشه به خاک ایران سپرده بشه جلوی در فرودگاه بود مثل این آقا خیلی بودن که نه من حوصله نوشتن دارم ونه شما حوصله خوندن ولی این بار من هم کنار نیامدم خیلی بی رو در واستی گفته بودم اگه فلانی وفلانی تو مراسم شاهین پیداشون بشه دیگه اون وقته که حتما کار به جاهای باریک کشیده خواهد شد ومن هم میرم تو همو عصر فردین ولی باز هم این جماعت از رو نرفتن وامومدن البته اون اصلی ها نیامدن که اگه میامدن حتما جنگ میشد .

 شاهین بیچاره با ۳۵ سال سن با داشتن زن ودختری که هرگز اون رو از نزدیک ندیده بود بار از این جهان بست ومن فکر میکنم هیچ موقع نتونم اون رو فراموش کنم ، وقتی شاهین مرد من تو بیمارستان نبودم وقتی که یکی دیگه از بچه به من زنگ زد وگفت بیا بیمارستان بدون هیچ حرفی فهمیدم که تموم کرده وقتی رسیدم بالای سرش دیدم از چشم راستش یه اشک تا پایین اومده اشکش رو پاک کردم وتا اومدم اشک خودم رو پاک کنم دیدم قطره اشک دیگری برروی گونه شاهین سرازیر شده رفتم به پرستار گفتم این هنوز زنده است داره گریه میکنه ولی در جواب پرستار به من گفت متاسفم .

توی این روز ها اصلا قصد ندارم شما رو نارحت کنم برای همین بحث عادت بد ایرانی را دیگر ادامه نمی دم و ادامه داستان شاهین رو در دفتر دل مینویسم .

چند روزی که واقعا از همه چیز بی اطلاع هستم و لازم میدونم یک بار دیگه از همه دوستانی که به من سر زدن پیغام گذاشتن ایمیل دادن تسلیت شاهین و تبریک سال نو گفتن یک بار دیگه تشکر کنم اگر کسی از قلم افتاده که من تو این مدت بهش سر نزدم ویا کسی لینک خواسته که ندادم ویا هر چیزی که به فراموشی ربط پیدا میکنه بدین وسیله عذر خواهی میکنم وقول میدم که حتما جبران کنم .

 

سبز باشید واستوار