تبليغاتX
خط خطي های یه آدم بدون پاک نویس
خط خطي های یه آدم بدون پاک نویس
خوب خسته نباشی آقا محسن .

تقریبا کمی این وب لاگ خاک خورده را سرو سامون دادی ولی هنوز معلوم نیست که چیکار کردی باید دید همه دارن درست می بینن یا خودت داری باهاش حال میکنی.

ایران هم که مثل اینکه سرو صدا ها خوابیده وخبری نیست ویا این که دارن آماده می شن برای ۱۸ تیر یا اینکه جا زدن یا خلاصه چه خبر من خودم میدونم این روزها کسی به این وب سر نمیزنه ولی مینوسم شاید یکی رد شد یه سلامی کرد ما هم حالشو بردیم ولی واقعا سروصدا ها خوابیده این دنیا که ما ترسو ها حتی از آمدن به ایران هم ترسیدم وبلیط ها دونه دونه دارن کنسل میشن خدا داند چه میشود فعلا چیز زیادی ندارم بنویسم وفقط میگم همه چی خوبه متنی پسرم هم بزرک شده ومن هم کلی باهاش دارم حال میکنم اینکه اون چقدر با من حال میکنه این رو باید از خودش پرسید که البته جوابی جزءزبان بچه گانه که بجز مادرش کسی حالیش نمیشه چیزی عاید کسی نمی شود .

فعلا تا من خودم رو پیدا کنم وبه سبک گذشته برگردم مدتی طول میکشه هرچند تصمیم هم ندارم مثل گذشته بنویسم ، سبز باشید واستوار البته لطفا این شبز رو با میر حسین موسوی اشتباه نگرید .

 

2 خط خطی شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 3:12 قبل از ظهر  با خودکار محسن | 

از اخرین باری که مطلب نوشتم یک سال میگزه ونمیدونم که چطور باید شروع به نوشتن کنم توی این مدت انقدر گرفتار بودم که حتی نتونستم جواب ایمیل هامو درست بدم ، ولی شرایط حال حاضر ایران منو بیشتر به کامپیوتر نزدیک کرد وحالذا هم که وقت کردم میتونم کمی بنویسمالبته بدون ادیت وغلط گیری .

اما واقعا توایران داره اتفاق هایی میوفته یا اینکه مردم خصوصا جوانها دارن وقت تلف میکنند وجونشون رو فدا میکنند که به نظر من این دویومی بیشتر به حقیقت نزدیک تره البته باید در نظر گرفت که این شورشها بی تاثیر در اینده وشکل گیری انقلاب آتی نیست ولی در حال حاضر من دوتا کودتا میبینم یکی توسط رفیق احقی نزاد ودیگری  غرب ، غرب میخواد اون بالا رو بدون هزینه کردن انتقال بده ونیرو  و  ابزار  خودش رو بشونه ودست روسیه رو از ایران کوتاه کنه وخودش بخور بخور کنه همان طور که روسیه داره این کار رو میکنه و تواین راه این جون های بیچاره ایران هستن که دارن به داشتن خطی درست جلوی گلوله قرار میگیرن ومن هم نمی دونم الان چه راهی درسته فقط حس میکنم که این شرایط ووضعیت چیزی رو عوض نمیکنه وباید به فکر بود که ویا کاری رو انجام داد که در اینده با دادن اینهمه کشته نتیجه ای مثبت در بر داشته باشه باشه .

این برای شروع بود و در روز های اینده بیشتر مینویسم ودستی به سرو گوش این وب لاگ میکشم .

سبز باشید واستوار

2 خط خطی شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 5:39 بعد از ظهر  با خودکار محسن | 

 

همانطور که تا به حال سر زدین مدتهاست که آپ دیت نکردم ، راستش رو بخواهید زیاد حال وحوصله آپ دیت کردن را نداشتم ولی همیشه سر میزدم و وبلاگ هایی رو که همیشه سر میزدم رو چک میکردم ، تقریبا تمام وب لاگ ها بجز وب لاگ های تازه راه افتاده ، خبری و برخی وبلاگ های سیاسی کما بیش مثل من هستن نمیدونم چرا این طور شده ، یه مدت فاروم ها مد بود و من هم خیلی فعال بودم یه مدت وب لاگ مد شد همین طور شدم ولی واقعا از تب تاب افتادم ، حال حوصله بحث رو ندارم یه عده رفیق هم که توسط وبلاگ پیدا کردم الان دیگه از طریق چت یا ایمیل باهم در ارتباط هستیم و در واقع نمی دونم باید اصلا این وب لاگ رو نگه دارم یا پاکش کنم یا اینکه همینطوری ولش کنم یا اینکه لااقل روزانه کمی خاطرات توش بنویسم ویا اینه نظراتم رو منعکس کنم.

قبلا خیلی کار سیاسی میکردم ولی الان اون هم با آمدن مانی ( عشق بابا که عکسش اون پایین هست)خیلی درگیر شدم درس ومشقم هم زیاد شده هم کار میکنم هم درس میخونم هم بچه داری میکنم ، خلاصه آب حوض تا تخم خروس همه کار میکنم ، ولی امیدوارم همه و همه سلامت باشند ودتیا بر وفق مرادشان باشد.

چندی پیش بفکر افتاده بودم که اسم وبلاگم رو عوض کنم چون واقعا خودم رو کمونیست واقعی نمی دونم واز نظرم کمونیست واقعی با من خیلی فرق داره ودر من خلاصه نمی شه این رو گفتم که اگه یه روز اومدین وبا اسم قلنگ چی در بالای وب لاپ مواجه شدین تعجب نکنید .

همه اینها گفتم که بدونید چقدر ذهن شلوغی دارم ولی هنوز تو مسایل انسانی خیلی حواسم جمع اه مثل این که تو ایران به اسم مبارزه با اراذل تو خیابون ها جوان ها رو میزنن یا اینکه دخترها را خونی مالی میکنن واعدام و سنگسار میکنن که همیشه با این جور جیزها خیلی مخالف هستم وسعی میکن اگر بخوام بنویسم بازهم در این موارد یادداشت هایی را بنویسم .

میدونم که خیلی شلم شلوا نوشتم ولی خوب بلاخره نوشتم شاید دفعه بعد بهتر بنویسم ، ولی مهم اینکه بلاخره نوشتم پس تا دفعه بعد امیدوارم که شاد باشید .

 

سبز باشید واستوار

2 خط خطی شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 0:45 قبل از ظهر  با خودکار محسن | 

 

 

امسال رو درحالی آغاز میکنم که باز در کنار مادر وخواهرم نیستم ، امسال رو درحالی آغاز میکنم که یک جانور  دوست داشتنی به ما اضافه شده ، وامسال رو در حالی شروع میکنم که هزاران آرزو در دل نهفته دارم .

سال گذشته سال خوب وبطور کلی سال موفقی برای من بود امید وارم که امسال از سال قبل بهتر باشد.

تمام اینها برای خودم بود وحالا برای تک تک عزیزان و دوستان آرزو میکنم که به خواسته ها و آرزوهایشان بدون غید شرط برسن البته نه از نوع احمدی نژاد.

آرزو میکنم همه مردم دنیا خصوصا ایرانی ها در هر کجا که هستند در سال جدید شاد سربلند وبدون اتم باشند .

آرزو میکنم که جنگ نشه وهیچ اتفاقی برای هیچ کسی پیش نیاد ،البته اگر برای آقایان اوفتاد زیاد ایرادی ندارد اونهم از دعای خیر مردمه .

آرزو میکنم بادمجان صورت اقای شهرام جزایری که بر اثر مشت رویده است درس عبرتی برای دیگر آقایان باشدکه البته .....

وخلاصه اینکه سبز باشید واستوار همراه با بهترین ها .

محسن قاسم خانی

۲۰.۰۳.۲۰۰۷ 

 

2 خط خطی شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 11:36 بعد از ظهر  با خودکار محسن | 

این آقا که روکه می بینید ۱۸ روزه که متولد شده .اسمش مانی ه و خیلی هم بچه باحالیه هرچند گاهی اوقات نق نق میکنه ولی به طورکلی خیلی دوست داشتنی ه .

مانیتقریبا که چه عرض کنم تحقیقا تمام شکل وقیافش به باباش رفته وباباش هم از این بابت خیلی حال میکنه ، وقتی بدنیا آمد ۳ کیلو ۶۰۰ وزن و۵۲ سانتیمتر هم قد داشت در هفته اول کمی وزن کم کرد ولی حالا دوباره وزن گرفته ولپ ها هم بزن به تخته هم چنان در حال وسعت گرفتن در عرض است، عموما وقتی بیداره در حال زور زدن است ؛ گاهی با صدا وگاهی هم بی صدا اگر باصدا باشه که معلومه باید سریع جاش عوض بشه اگر هم بی صدا که باید قیافه درهم ودرحال زور زدنش رو تماشا کنی وهی قربون صدقه بری وبطور کلی این موضوع هم بسیار تماشایی ه .

مادر بزرگش هم مدتی است که پیش ماست وتقریبا تمام کارها رو اون انجام ، مانی رو هم اونقدر دوست داره که دخترش که مادر آقا مانی باشه در درجه دوم قرار گرفته اگر هم ازش بپرسی مانی رو بیشتر دوست داری یا الهام رو بدون معطلی میگه این دیگه سئوال نداره معلوم که مانی رو بیشتر دوست دارم .

مادر آقا مانی که این روز ها دائما درحال سرودن شعرهای عشقولانه در وصف پسرش است ، خلاصه که این آقا مانی اینروزها رنگ دیگری به زندگی مابخشیده ، رنگی بدون تعریف.

 

سبز باشید واستوار

2 خط خطی شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 0:39 قبل از ظهر  با خودکار محسن | 

سلام .

امیدورام که خوب باشید وهرچند گاهی به این وبلاگ سر بزنید همانطور که تو یکی دو تا پست قبل نوشتم این وب لاگ دوساله شد ، حالا دیگه خیالم راحته که عده ای حتما نوشته های من رومیخونند و در موردش فکر میکنن ، تو این مدت دوست های خیلی زیادی پیدا کردم که گاها یا باهم چت میکنیم و یا دعوا ویا برای هم پیغام های خنده دار میزاریم و یا اینکه به هم فحش میدیم خلاصه مهم اینه که این وب لاگ برای من ابزاری برای کسب اطلاع از اوضاع واحوال هم نوع ها ویا بهتر بگم هم زبان های من شده واز همه مهم تر جایی است برای نوشتن که این یکی تو این مدت برای من بهتر از هرچیز بوده ، هرموقع دلم گرفته اومدم ونوشتم ، هرموقع شاد بودم اومدم و نوشتم ، هرموقع حرف رو به جامعه داشتم اومدم نوشتم ، هرموقع بغض سیاسی داشتم اومدم نوشتم ومطرح کردم وخلاصه نوشتم ، بازهم مینویسم میدونم که مدتی فعال نبودم ولی هر جور بوده عابرو داری کردم واین خونه رو سرپا نگه داشتم امیدوارم که بازهم بتونم این کار رو انجام بدم بلاگ فا هم که تا به حال حسابی حال داده امید وارم از این به بعد هم همین طور باشه .

سعی میکنم تو پست بعدی از ۸ مارس مطلب بنویسم وکمی هم در مورد برخی وبلاگ ها حرف بزنم وهمین طور به دوستها سر بزنم وخلاصه اینکه دم همه گرم .

 

سبز باشید واستوار

 

2 خط خطی شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 4:16 قبل از ظهر  با خودکار محسن |